در همان كتاب گويد :
« گفتهاند : مرگ دوم ، مظفّر را زيانى نمىرساند . مراد از آن ، محمّد صلى الله عليه و آله است و مرگ دوم در مقدمهى بحث آورده شده است . »
نيز در آن كتاب گويد :
« گفتهاند : و به پادشاه كليساى پيرگاموس بنويس . آن شهر در عرض 39 درجه و 20 دقيقهى شمالى و در طول 40 درجه از طول جديد است . گفتهاند : اين چيزى است كه ذوالسيف الحاد مىگويد كه همانا من دانستم . . . الخ ، اشاره است به اعتقاد نيكوى آنان و منحرف نشدنشان از دين او در آغاز شبههها . جز اين كه بعضى از آنان رياضتها و طلسمها را به كار مىبردند ، مانند بلعم باعور ، كه از آن كار منعشان كرد و از آن عيبجويى نمود ، و بعضى بدعتهاى نيقود يمسيين را استفاده مىكردند ، و آن اضافهاى است بر نيقود لمس ، كه يك متولى كليسا و دهرى است ، پس حضرتش صلى إله عليه [ و آله ] و سلم از پيروى شبهههاى او منع فرمود ، و اين نيقود يمس ، آنى نيست كه در 3 - 1 از يوحنا نامبرده شده است ، بلكه از مقدّسهاى مسيحى بود خداوندرحمتشكند . سپس گويد :
اگر اين دو امر را رها كردى ، و در راه راستى كه فرمانت دادم قدم برداشتى ، فبها .
و گرنه مىآيم و با شمشير دهانم با تو مىجنگم . بعضى از مسيحيان گفتند : مرادش از شمشير دهانش ، شمشير خداوند پدرش است . براساس اين تقرير ، مراد از آن على رضىاللَّهعنه است ، چون او شمشير خدايى است كه با مشركان يهود و نصارى جنگيد . »
در همان كتاب گويد :
« گفته است : من مظفّر را از شهد گياهِ پوشيده شده مىخورانم ، مرادش محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و شهد گياه پوشيده شده ، علم نبوّت است ، و شهد گياه همان چيزى است كه از باران براى بنىاسرائيل بر روى درختان مىباريد در بريّة فار .
گفته است : و سنگريزهى سفيد را به او مىدهم . نصارى در تأويل آن اختلاف كردهاند ، و حق آن است كه اماميه گفتهاند كه در مقدّمهى حديث آمد . »
« و برخى از اهل تحقيق گفتند : اين سنگريزه را آدم با خود فرود آورد و هنگام وفاتش به شيث عليه السلام داد كه همواره دست به دست منتقل مىشد تا به عيسى عليه السلام رسيد و از
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 512
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥١٢