تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
كتابش ( ازالة الخفا ) گويد : « اگر معصوم واجب الاطاعه‌اى پادشاهى را به امر سلطنت برپا دارد ، سلطنتش صحيح خواهد بود . در اين صورت ، او امام است و پادشاه ، خليفه‌ى اوست ، همان‌گونه كه شموئيل انجام داد ، زمانى كه طالوت را جانشين كرد ، يعنى او پيامبر و طالوت پادشاه بود . » بدين سان شبهه‌هاى رازى كنار زده شد . خلاصه اين كه : اگر هارون عليه السلام پس از موسى عليه السلام باقى مىماند ، اجراكننده‌ى احكام بود ، و كسى غير از او به اين كار اقدام نمىكرد جز به نيابت از او كه اشكالى هم نداشت . به همين ترتيب ، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه در جايگاه حضرت هارون عليه السلام قرار دارد ، چنين است . خردمند زيرك بايد لغزش‌ها و تناقض‌گويىهاى رازى را مورد پژوهش و بررسى قرار دهد ، كه چگونه گاهى فايدهء جانشينى حضرت هارون عليه السلام را انكار مىكند ، و بار ديگر فايده‌اش را واجب مىداند كه در غير اين‌صورت جانشينى جايگاهى ندارد . امّا مقصود اماميه آن است كه جانشينى حضرت هارون عليه السلام ، ثبوت ميوه‌ى خلافت براى ايشان را مىرساند ، چه اين ميوه پيش از تأكيد جانشينى به دست آمده باشد يا همزمان با جانشينى . در هر صورت استدلال اماميه بدون ترديد ، كامل است . بلكه ثبوت آن از پيش براى استدلال ، سودمندتر و رساتر است و شبهه جدايى خلافت هرگز پيش نمىآيد . هم‌چنين ، پيش از اين ديديم كه وضع حضرت هارون پيش از اين كه حضرت موسى عليهما السلام او را جانشين كند ، با حالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پيش از مبعوث شدنش به رسالت ، شباهت دارد . پس فايده‌ى مترتّب بر بعثت حضرتش پس از چهل سالگى با توجّه به ثبوت نبوّت ايشان پيش از خلقتشان مترتّب بر جانشينى هارون است ، در حالى كه وجوب اطاعتش پيش از آن ثابت است . بعلاوه جانشينى خود شرافتى بسيار بزرگ و برترى و الا مقامى است ، همان‌گونه كه پيش از اين دانستيد . سوم . سپس رازى مىگويد : « به فرض بپذيريم كه اگر هارون پس از موسى عليهما السلام
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 486 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب