تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
بعلاوه در گفته‌ى او كه نقل شد ، جواز عزل وصىِّبحق ، مناقض متن گفته‌ى اوست - در بحث حديث منزلت كه قبلًا آورده شد - كه بر كنار كردن موجب اهانت مىشود . او گفته است : « انقطاع اين جانشينى به معناى عزل نيست تا اهانتى باشد . » و نيز گفته‌ى ابن‌قيم كه پيش از اين نقل شد آن را رد مىكند كه گويد : عزل بر نقص دلالت مىنمايد . در مورد وجود « ارجح » از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين ادّعا به دليل‌هاى بسيار ، مردود است و به اعتراف خودِ دهلوى و غير او ، نصّى بر خلفاى سه‌گانه وجود ندارد ، در حالى كه به اعتراف خود او ، مفروض ، دلالت حديث منزلت بر نص بر آن حضرت است . 7 - 1 . پاره‌اى از تناقض‌گويىهاى رازى يكم . رازى آورده است : « از عقايد اماميه آن است كه موسى عليه السلام هارون عليه السلام را بر قوم خود جانشين كرد ، و اگر هارون توانايى اجراى احكام را پيش از اين جانشينى داشت ، اين امر را فايده‌اى نبود . پس ثابت شد كه هارون عليه السلام پيش از جانشينى ، رساننده‌ى احكام از سوى خداوند متعال بوده است . هر چند كه اجراكننده‌ى آن‌ها نبوده است . » در پاسخ سخن رازى مىگوييم : اوّلًا : جانشينى هارون تنها عقيدهء اماميه نيست ، بلكه عقيدهء استوانه‌هاى اهل سنّت است ، همان‌گونه كه دانستيد . رازى نيز خود در تفسيرش آن را آورده است ، پس نسبت دادن آن به اماميه تناقض‌گويى آشكارى است . ثانياً : اين سخن ، كلام پيشين او را باطل مىكند ، چون گويد : « اگر دلالت حديث را بر عموميت بپذيريم ، ليكن نمىپذيريم كه يكى از منزلت‌هاى هارون ، قائم مقام موسى عليه السلام بودن است اگر پس از وفات او زنده مىبود . گفته‌اند : اگر در زمان حياتش خليفه‌ى او باشد ، بايد پس از مرگش بر اين حالت باقى بماند . گوييم : نمىپذيريم كه خليفه او باشد . دربارهء آيهء : « اخلفني في قومي » نيز گوييم : چرا جايز نباشد كه گفته موسى عليه السلام را به منظور يارى و احتياط بدانيم ؟ همان‌گونه كه
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 484 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب