تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
كرد ، و در مورد خبر : « من در آفرينش ، نخستين پيامبر و در بعثت آخرين آنان هستم » گويد : مراد از خلق در اين‌جا تقدير است نه ايجاد ، چون پيش از آن كه مادرش به او باردار شود ، مخلوق موجودى نبود ، ليكن غايت‌ها و كمال‌ها در تقدير ، سابق و در وجود ، لاحق هستند . پس اين كه فرموده : پيامبر بودم ، يعنى بر پايه‌ى تقدير ، پيش از پايان يافتن خلقت آدم ، چون آفريده نشد جز اين كه از دودمانش محمّد انتزاع شود . توضيح آن كه اين مورد همانند وجود ذهنىِ يك خانه در ذهن مهندس است كه علّت وجود خارجى آن مىشود و بر آن سبقت دارد ، پس خداوند متعال تقدير مىكند ، سپس سازگار با تقدير بنيانگذار ايجاد مىشود . ( پايان سخن غزالى ، نقل به تلخيص ) . سبكى بهتر و روشن‌تر آورده است و گويد : در خبر آمده است كه : ارواح پيش از اجساد آفريده شده‌اند . پس در جملهء « پيامبر بودم » اشاره به روح شريف است يا حقيقتى از حقايق آن كه جز خداوند ، آن را نمىداند و يا كسى كه خداوند ، آگاهى از آن را به او اعطا فرموده است . . . » « 1 » ابن‌حجر مكّى در كتاب خود ( الفتاوى الحديثة ) سخن سبكى را درباره‌ى دليل‌هاى بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر فرشتگان آورده است . محمّدبن‌يوسف صالحى دمشقى گويد : « و با خبر شعبى و اخبار ديگر كه در باب پيشين [ از كتاب « سبل الهدى . . . » ] آورده شد ، استدلال مىشود كه : حضرتش صلّىاللَّه‌عليه‌وسلم پيامبر متولّد شد ، زيرا هنگامى از او ميثاق گرفته شد كه از صلب آدم بيرون آورده شد و نبوّتش بر او واجب شد . بدين جهت ، از آن زمان او پيامبر بود ، ليكن وقت خروج به اين دنيا ، متأخّر از آن بود ، و اين منعى براى نبوتش ندارد ، مانند كسى كه به فرمان‌روايى ولايتى گمارده مىشود و دستور داده مىشود كه در آينده در آن حكم‌فرمايد . پس حكم فرمان‌روايى بر او ثابت است از وقتى كه به آن مقام منصوب شده است ، هرچند كه حكمفرمايىِ او تا رسيدن آن زمان به تأخير مىافتد . و حديث‌هاى پيشين در باب تقدّم نبوّت ايشان در اين مورد صراحت دارد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . النور السافر عن اخبار القرن العاشر - اوّل كتاب . ( 2 ) . سبل الهدى و الرشاد 1 : 83 .