مانند حالت هارون پس از موسى عليهما السلام بود .
6 - 1 . وضع حضرت هارون در زمان حيات حضرت موسى عليهما السلام همان وضع پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پيش از بعثت بود
بررسى اين مقام - آنگونه كه تمامى توهّمها را بزدايد - اين است كه : ميان وجوب سرسپردگى و اطاعت از حضرت هارون عليه السلام از يك سوى و عدم حصول مرتبهى اجراى احكام براى ايشان به انفراد و استقلال ، منافاتى نيست ، چون وضع حضرت هارون عليه السلام در اينصورت ، وضع رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش از بعثت است .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم موصوف به نبوّت بودند ، و وجوب اطاعت از ايشان پيش از بعثت بلكه پيش از خلقت بود ، ليكن حصول وصف اجراى احكام براى ايشان ، وابسته به خلقت ايشان در اين جهان و رسيدن به بعثت بود .
حافظ سيوطى گويد : « شيخ تقىالدين سبكى در كتابش « التعظيم و المنّة فى « لتؤمننَّ به و لتنصرنّه » » گويد : پوشيده نيست كه در اين آيه ، نكاتى در بزرگداشت و تعظيم مقام عالى پيامبر صلّىاللَّهعليهوسلم نهفته است . ضمناً به فرضِ آمدن حضرتش در دوران آنان ، آن جناب فرستاده به سوى آنان خواهد بود ، پس نبوّت و رسالت حضرت ، عام و براى تمامى خلق است ، از زمان حضرت آدم عليه السلام تا روز رستاخيز ، آنگاه تمامى پيامبران و امّتهايشان همگى امّت او هستند . لذا فرموده : « براى همهى مردم مبعوث شدم » . اين جمله در مورد مردم ، از زمان ايشان تا روز قيامت نخواهد بود ، بلكه همهى آنانى را كه پيش از آن بودهاند نيز در بر مىگيرد . و بدينگونه معناى اين كلامش صلى الله عليه و آله و سلم روشن مىشود كه : من پيامبر بودم هنگامى كه آدم ميان روح و بدن بود .
پس حقيقت حضرتش از آن زمان موجود است ، گرچه موجود شدن بدن شريفش ، به تأخير افتاد ، حقيقتى كه موصوف به صفتهاى شريف افاضه شده از سوى خداى متعال است ، و تنها مبعوث شدن و تبليغ و هر آنچه جهت الاهى دارد به تأخير افتاد ، در حالى كه شايستگى ذات شريف و حقيقت حضرتش را تأخيرى نيست .
خبرگيرى و كتاب و حكم و نبوّت دادن به او نيز همين گونه است . و تنها تكوين و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 478
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٧٨