تمامى موجودات و مردمان بود . پس او هرچند كه وجود جسمش به تأخير افتاد بر تمامى عوالم با والايى و تقدّم خود متمايز است ، چون او خزانهى سرّ صمدانى و اصل يگانگى امداد رحمانى است .
در خبر صحيح آمده استكه حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : خداوند ، مقدّرات خلق را پنجاههزار سال پيش از خلقت آسمانها و زمين نوشت ، در حالى كه عرش او بر آب بود ، و از جمله چيزهايى كه در ذكر - يعنى امالكتاب - آمده ، اين است كه محمّد ، خاتم پيامبران است .
نيز در خبر صحيح آمده است : من نزد خداوند ، خاتم النبيّين هستم در حالى كه آدم در ميان گلش بر زمين افتاده بود . يعنى : افتاده بر زمين پيش از دميده شدن روح در او . در خبر صحيح ديگر آمده است : از پيامبر پرسيدند : اى رسول خدا چه وقت پيامبر بودى ؟ فرمود : در حالى كه آدم ميان روح و بدن بود . و روايت مىشود كه از حضرتش پرسيدند : چه زمانى به نام پيامبر نامت نوشته شد ؟
و در خبر است : پيامبر بودم در حالى كه آدم ميان آب و گِل بود . بعضى از حافظان گفتهاند : با اين لفظ بر آن آگاه نشدهايم . ترمذى اين خبر را حَسَن شمرده است كه : اى رسول خدا چه وقت نبوّت بر شما واجب شد ؟ فرمود : در حالى كه آدم ميان روح و بدن بود .
معنى واجب شدن نبوّت و نوشته شدنش بر آن حضرت ، ثبوت و ظهور آن در خارج است ، مانند : « كتب اللَّه لأغلبنّ » و « كتب عليكم الصيام » و مراد ، ظهور آنها براى فرشتگان است ، در حالى كه روح حضرتش صلّىاللَّهعليهوسلم در عالم ارواح بود ، تا شرافت بسيار و الا و برترى حضرتش بر ديگر پيامبران را اعلام كند ، و آدم در حالت ميان روح و بدن بودن را اختصاص به روشنگرى آن زمان داده است ، چون آغاز وارد شدن ارواح به عالم اجساد بوده و در آن هنگام ، برترى كاملتر و نمايانتر است ، پس آنگاه نماياندن شرافت بسيار و الا ويژهى حضرتش صلّىاللَّهعليهوسلم شد ، تا برترى ايشان بر ديگران عظيمتر و كاملتر جلوهگر كند .
غزالى در اين مورد كه پيامبر ، خود را به نبوّت پيش از وجود ذات خويش وصف
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 480
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٨٠