تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩

22 - عمر گفت : چرا از ابوالحسن روى مىگردانند ؟ به خداوند سوگند ، كه او

شايسته‌ترين آنان است . . . بخارى در كتاب الأدب ، از عبدالرّحمان‌بن‌ع بدالقادر نقل كرده است : « عمربن‌خطاب رضى اللَّه‌عنه در كنار مردى از انصار نشسته بودند . من آمدم و كنارشان نشستم . عمر گفت : ما كسى كه حديث را مرفوع كند دوست نداريم . گفتم : من با آنان هم‌نشينى نمىكنم ، اى اميرالمؤمنين . عمر گفت : بلكه با اينان و اينان مجالست مىكنى و حديث ما را مرفوع نمىنمايى . سپس به انصارى گفت : مردم مىگويند بعد از من چه كسى خليفه مىشود ؟ مرد انصارى چند نفر از مهاجرين را شمرد ، ولى على را نام نبُرد . عمر گفت : چرا از ابوالحسن روى مىگردانند ؟ به خداوند سوگند كه او شايسته‌ترين آنان است ، اگر بر آنان باشد ، حتماً بر روشى از حق آنان را بر پاى مىدارد . » اين خبر را شيخ محمّد صدر العالم از او روايت كرد . « 1 » اين حديث نيز دلالت روشنى دارد بر بطلان آن‌چه رازى و پيروانش در مدلول حديث منزلت ، گمان برده‌اند .

23 - عملكرد عبدالرّحمان در شورا

رازى - براى نفى نصّ به رويداد شورا و عملكرد عبدالرّحمان‌بن‌عوف استدلال كرده و گويد : « هنگامى كه عبدالرّحمان خواستار بيعت با على شد ، شرط كرد كه به كتاب خدا و سنّت رسولش و روش شيخين حركت كند ، با آن كه مىدانست كه على و غير او مىدانند كه همراه شيخين است و با كتاب خدا و سنّت پيامبرش مخالفت مىكنند .
هامش
( 1 ) . معارج العُلى فى مناقب المرتضى ( خطى ) .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 459 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب