تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
چنين است ، و حكيم كسى است كه فعلش تنها بر مبناى حكمت باشد . و هر كس ميان اين دو مسأله فرقى نهد مانند سعدالدّين ، اشتباه كرده است . دنباله‌ى اين گفته پوزشى زشت‌تر از آن آورده‌اند و گفته‌اند : تمامى افعال خداوند متعال ، خالى از فايده و سرانجام ستوده‌اى نيست ، ليكن مقصود نيستند ، پس بستن باب اثبات صانع بر آنان لازم مىشود ، چون شگفتىهاى ملكوت و محاسن شريعت‌ها اتّفاقى است ، و آن‌گاه براى اثبات صانع دليلى نخواهند داشت چون تخصيص آن را جايز دانسته‌اند ، هرچند كه حصر با كثرت بدون تخصيص از بين مىرود ، و حصول نفس عالم يك فرد است ، پس حصول آن بدون مرجّح جايز مىشود ، ليكن آن كه بناى خانه را اتّفاقى قرار دهد ، كسى در تكذيب او كمترين تأمّلى نمىكند ، چه رسد به نظام جهان ! و نيز ، نعمت خداوند متعال را انكار كردند ، چون آن‌چه مقصود نباشد ، نعمت نيست . و نيز ، اين تناقض‌گويى محض است كه گويند هرچه اتّفاق مىافتد به فعل اوست ، در واقع مرادشان امورى است كه ستوده نيست . و از اين قبيل به دست گير هر آن‌چه كه خواهى . و از زشت‌ترين تقسيم‌هاى آنان ، اين است كه گفته‌اند : جايز است كه خداوند متعال شريعت‌ها را با متناقض‌هايش عوض كند ، مثلًا راستى را حرام و دروغ را واجب و پرستش و سپاسگزارى خداوند را حرام ، و پرستش شيطان را واجب كند ، و به طور كلّى : هر قبيحى را واجب و هر نيكويى را حرام كند . و اين تقسيمى صحيح بر پايه‌اى پليد است . بيضاوى در كتاب منهاج ، فرعى ديگر بر آن زده است كه جواز تكليف به محال براى ذات اوست ، گويد : چون حكمت خداى تعالى خواستار هدفى نيست ، پس تكليف فقط انجام آن را خواستار مىشود . اين سخنش تعطيلى براى معناىِ خواستن است ، پس تمام تكليف‌ها تعطيل مىشوند . و غير از او كسى را نديدم كه اين جرأت را كرده باشد . او از وفاداران
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 415 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب