پايين آوردن شأن متّصف به آنها را از آن جهت به دنبال دارد مانند دروغ و ستم ؟
معتزله و بيشتر خردمندان حنفى پاسخ مثبت مىدهند . اكنون مراد از حنفىها ، كسانى هستند كه به ماتريدى معروفند ، به دليل نسبت به منصور ماتريدى . همچنين افراد ديگرى غير از آنان مانند امام پژوهشگر مشهور ابنتيميه ، تا آنجا كه سبكى آن را از جمله چيزهايى برايش به شمار آورده است كه اجماع يا اكثريت با آن مخالفت كردهاند .
و اين امر بر سقوط درجهى سبكى دلالت كرده است ! چون ادّعاى اجماع و نيز اكثريت دروغ است ، هرچند كه مخالفت اكثريت زيانآور نيست « و ما اكثر النّاس و لو حرصت بمؤمنين » . البته ابنتيميه تنها نمانده است . بسا از حنبلىها كه در پايينآوردن مقام اشعرى و پيروانش نوشتهاند ، آنگونه كه در شرححالهاى ذهبى و ديگران مىيابيد . اين مسئله يكى از مواردى است كه موجب رسوايى او شده است ، لذا معتقدان به آن بس اندكند . چون مذهبهاى معروف بر خلاف اشعرىها همرأى هستند يا در زشت نماياندن مخالفان اين عقيده مختلف هستند ، پس شيوع آن در ميان اين مقلّدان مانند سبكى و فرزندش نبايد كسى را بفريبد . اينان باربرند ، باربر ! علّت آنها را بارها تكرار كرديم ، اگر موفّق مىبودى . و كسى كه از خداوند به ديگرى عدول كند ، مشابه كفّار شده است . . . » « 1 » شرح حال مقبلى
خلاصهاى از نوشته شوكانى در شرح حال مقبلى : « صالحبنمهدى [ مقبلى ] ، از گروهى از بزرگان علماى يمن دانش آموخت ، سپس وارد صنعاء شد ، و ميان او و علماى آنجا مناظرههايى انجام گرفت كه موجب بيزارى و نفرت شد ، چون شامل خودرأيى بود نسبت به آنچه دليلها مقتضى هستند و بدون توجّه به تقليد گفته مىشد .
سپس به مكّه سفر كرد و در آنجا ساكن شد تا در سال 1108 درگذشت .
او از كسانى است كه در تمامى علوم كتاب و سنّت برترى يافتهاند ، اصول و عربى
هامش
( 1 ) . العلم الشامخ : 32 .