تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
زودى خواهيم آورد و دين و دنيا را ويران مىكند متّهم كرد . هم‌چنين اين دروغ يا تخمين زدنى نسبت به او است . مقلّد نيز بر اولى نپيوست مگر به جهت حسن ظن به زادگاهش و نخستين سرزمينى كه پوست بدنش خاك آن را لمس كرد و شنيد كه مردم چيزى مىگويند و او همان را گفت . امّا ژرف‌نگرهايى كه اين حقيقت‌ها را مىدانند و از نظر علمى مىپذيرند : در زمان ما تقريباً احدى از آنان را نمىيابى ، در يمن و در حرمين نديدم و نشنيدم كسى خود را به مكتب اشعرى نسبت دهد و اين شأن و مقام را بداند جز سه نفر كه عبارتند از : ابراهيم كردى ، شاگردش برزنجى ، و يحيى ساوى مصرى عربى . هر سه نفر اعتراف دارند كه افعال خداوند متعال علّت دارند . و مسأله تعليل افعال خداوند متعال ، ملازم اين مسأله است و كسى كه آن را جدا كند ، خطا كرده ، چنان كه ذكر خواهيم كرد ، چون مراد اين است كه خداوند متعال بهترين را انجام مىدهد ، زيرا خود برترين است ، آن‌گونه كه در فصل مربوط به عبادت‌ها گفته شد . درباره‌ى گذشتگان ، در اين زمينه بر هيچ كس قضاوت مكن كه نقل با آن صحيح نمىگردد چنان كه إن‌شاءاللَّه تعالى خواهيم آورد و آن كار ، سرسختى و دشمنى با عقل است ، همان‌گونه كه بيان كرديم ، پس جز بر كسى كه خودش به روشنى آن را گفته است ، قضاوت نكنيد و بيشترين نويسندگان يا اكثرشان اين گفته‌ها را باز مىگويند . و كم‌تر تصريح مىكنند كه من خداوند متعال را به اين مطلب متّهم مىكنم ، يا به آن اقرار مىآورم ، يا مانند آن . . . اگر اين را تحقيق كنيد ، براى شما روشن مىشود كه آنان بعضى از ژرف‌نگران هستند كه در كشاكش جدال و بحث چنين مىگويند و زبان اينان به جهت پشتيبانى از حميّت پدران و گذشتگان مىباشد و رعايت امورى است كه باعث بدترين اختلاف شده است . . . اگر بگوييد : عقل من نمىرسد كه گروهى را كه به نيكى شهرت يافته‌اند ، به انكار يك ضرورت و واجب نسبت دهم ، پس در اين باره چه عذرى داريد ؟ گويم : آنان در آغاز در وادى انكار يك واجب نيفتاده‌اند و شأن آنان چون شأن