تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
چهاردهم . ابن‌همام گويد : « بدان هنگامى كه حنفىها آن‌گونه كه گذشت تكليف مالايطاق را محال دانستند ، منع بيشترى دارند در عذاب كردن نيكوكارى كه عمرش را در طاعت ومخالفت با هواى نفسش براى رضاى مولايش گذرانده است ، به اين معنى كه [ خداوند ] بسيار برتر از اين است ، و اين از باب تنزيهات است ، چون يكسانى ميان بدكار و نيكوكار در نظر ديگر خردمندان ، شايسته‌ى حكمت نيست و خداى متعال بر زشتى آن صريحاً فرموده است : « أم حسب الّذين اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالّذين آمنوا و عملوا الصّالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يحكمون » و آن را حُكم بدى قرار داده است . » « 1 » پانزدهم . همو گويد : « از پيش گفته شد كه محلّ اتّفاق ادراك عقل ، قُبح فعل است ، به معناى صفت نقص و حُسن آن به معنى صفت كمال ، و بسا كه بزرگان اشاعره ، از محلّ نزاع در مسأله تحسين و تقبيح عقلى بُهت‌زده مىشوند ، در اثر اين كه نفس را بسيار بر آن مىدارند كه عقل را در حُسن و قُبح حُكمى نيست ، و لذا محلّ اتّفاق از خاطرشان مىرود ، تا آن‌جا كه بسيارى از آنان در حُكم به محال بودن دروغ براى خداوند متعال به عنوان يك نقص متحيّر شده‌اند ، بنابر آن‌چه معتقدان به نفى كلام نفسى قديم ، دروغ را بر پايه‌ى تقدير قدمت آن در إخبارها لازم دانسته‌اند ، در حالى كه دروغ بر او محال است چون نقص مىباشد . تا آنجا كه گروهى از آنان - كه از گفته‌شان به خداوند پناه مىبريم گفته‌اند : محال بودن نقص بر خداى تعالى تمام نمىشود جز بر پايه‌ى ديدگاه معتزله كه قائل به قُبح عقلى هستند . امام الحرمين گويد : تنزيه پروردگار جل‌ّجلاله از دروغ به عنوان نقص را نمىتوان دست‌آويز قرار داد ، چون دروغ بعينه نزد ما قبيح نيست .
هامش
( 1 ) . المسايرة فى العقائد المنجية فى الآخره ، اصل پنجم از ركن سوم .