معرفت او بر خلق به عقلهايشان واجب مىشد . »
دوازدهم . نيز گويد :
« و از ميان آنان پيشوايان بخارا گفتند : پيش از بعثت ، نه ايمانى واجب و نه كُفرى حرام مىشود ، مانند گفتهى اشاعره ، و مطلب روايت شده از ابوحنيفه را حمل بر دورهء بعد از بعثت كردهاند .
و اين در عبارت اوّل ممكن است نه دوم . » « 1 » سيزدهم . سخن ابوحنيفه در كتاب « العالم و المتعلّم » :
« متعلّم گفت : او آنگونه است كه توصيف كردى ، ليكن مرا دربارهى پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم خبر ده : آيا او را از سوى خداوند مىشناسيم يا خداوند را از سوى پيامبر مىشناسيم ؟ اگر گمان كنى كه پيامبر را از سوى خداوند مىشناسى ، چگونه چنين مىشود ؟ پيامبر همانى است كه ترا به سوى خداوند متعال فرا مىخواند . »
عالم گفت : آرى پيامبر را از سوى خداوند مىشناسيم . پيامبر گرچه به سوى خداوند فرا مىخواند ، ولى كسى نمىداند كه پيامبر حق مىگويد ، تا خداوند در قلبش تصديق و علم به پيامبر را بياندازد ، و لذا خداوند متعال فرمود : « انّك لاتهدى مَن أحببت ولكنّ اللَّه يهدي من يشاء » كه اگر معرفت خداوند از سوى پيامبر مىبود نه از سوى خداوند ، منّت در معرفت خداوند از سوى پيامبر بر مردم بود ، و ليكن منّت خداوند بر رسول است در معرفت پروردگار عزّوجلّ ، و منّت خداوند بر مردم آن است كه امر تصديق پيامبر را به آنها شناسانيد . لذا شايسته نيست كسى بگويد : خداوند از سوى پيامبر شناخته مىشود ، بلكه سزاوار است كه بنده بگويد : چيزى از خير نمىشناسد جز از سوى خداوند متعال . »
هامش
( 1 ) . المسايرة فى العقائد المنجية فى الآخرة ، اصل پنجم ، از ركن سوم .