نفر برداشته شده است [ از جمله ] نوجوان ، تا اين كه بالغ يعنى محتلم شود » . استاد ابومنصور ، حديث را بر شريعتها حمل كرده است ، با اتّفاقشان بر اين كه اسلام اين نوجوان صحيح است و او به اسلام دعوت مىشود همانگونه كه فرد بالغ را بدان فرا مىخوانند . و أشعرى گويد : واجب نيست ، بنا بر كلام خداى متعال « و ما كنّا معذّبين حتّى نبعث رسولًا » و پاسخ مىدهم به اين كه رسول ، اعم از عقل و نبى است . . . » « 1 » هشتم . بزدوى گويد :
« اهل سنّت و جماعت گويند : انجام دادن چيزى واجب نيست مگر بر مبناى كلام خداوند متعال بر زبان يكى از بندگانش ، و همچنين امتناع از چيزى بر او واجب نيست مگر به همان سبب . اشعرى چنين گفته است . و معتزله گويند : پيش از رسيدن خطاب به انسان ، ايمان به خداوند متعال و سپاسگزارى نعمت هايش بر او واجب است . و آيا از نظر آنان اقرار به فرستادگان واجب است ؟ به نظر بعضى از آنان واجب نيست .
استاد ابومنصور ماتريدى همانند سخن معتزله گفته است ، و اين گفتهى عموم علماى سمرقند و بعضى علماى اهل عراق است . كرخى در مختصرش از ابوحنيفه آورده است كه گفت : براى كسى عذرى در شناخت خالق نيست ، بنا بر آنچه از نشانههاى حدوث در عالم بيند . و آنچه از بزرگان بخارا ديديم ، بر عقيدهء اوّل هستند .
مسأله اين گونه است كه آيا عقل موجب است ؟ گروه اوّل گويند : واجب كننده نيست . و گروه دوم گويند : واجب مىكند و اين در گفتار مجاز است ، زيرا عقل موجب چيزى نيست ، امّا معتزله و ابومنصور ماتريدى و كسانى كه معتقد به گفتهى آنان هستند ، چنين گويند : خداوند متعال واجب كننده است ، امّا به سبب عقل ؛ پس نزد آنان عقل علّت وجوب است .
فايدهى اختلاف : كسى كه دعوتِ هيچ پيامبرى و دعوت پيامبرى از پيامبران به او نرسيده باشد ، و ايمان نياورده باشد ، آيا در آتش جاويدان مىشود ؟ گروه اوّل گويند :
هامش
( 1 ) . شرح الفقه الأكبر ، المسائل الملحقات : 166 .