آگاه نيست كه چه شرّى پشت سر دارد . خداوند متعال ما را از نافهمى و گمراهى نگهدارد ، و هديههاى هدايت را به ما تقديم دارد .
پس هنگامى كه دليل اشعرى را باطل كرديم ، باز مىگرديم به اقامهى دليل بر اساس مذهبمان ، و اختلافى كه ميان ما و معتزله وجود دارد ، در قالب يك گفت و گو :
معتزلى : بعضى از ياران ما و معتزلىها حُسن و قبح بعضى افعال بندگان را مربوط به ذات يا صفتى از فعل مىدانند كه به عقل نيز شناخته مىشوند .
اشعرى : يعنى ذات فعل به گونهاى است كه فاعل كار نيك براى آن كار ، در اين جهان ستايش و در آن جهان پاداش داده مىشود ، يا اين كه فاعل كار زشت در اين جهان نكوهش و در آن جهان مجازات مىشود . يا آن فعل را صفتى است كه انجام دهندهاش براى آن ستايش و پاداش داده مىشود يا نكوهش و مجازات مىشود . وقتى مىگويد : « به عقل نيز شناخته مىشوند » ، از اين جهت است كه اختلافى در اين كه شرعاً شناخته مىشوند ، وجود ندارد .
معتزلى : اگر متوقّف بر شرع شد ، لازمهى وجوب تصديق پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم ، باعث دَوْر مىگردد .
اشعرى : بايد دانست كه پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم ادّعاى نبوّت نمود و معجزه ظاهر كرد و شنونده دانست كه او پيامبر است ، و از كارهايى خبر داد مانند : وجوب نماز و مانند آن ، پس اگر تصديق چيزى از آن به شنونده واجب نباشد فايدهى نبوّت باطل مىشود ، و اگر واجب شد ممكن است وجوب تصديق بعضى گزارشهايش عقلى باشد يا نباشد و بلكه وجوب تصديق همهى گزارشهايش شرعى باشد . و دومى باطل است ، چون اگر وجوب تصديق همهى آنها شرعى بود ، وجوبش به فرمودهى پيامبر صلى إله عليه [ وآله ] و سلم است . پس نخستين گزارشهاى واجب التصديق به ناچار بايد تصديق آن به گفتهى پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم باشد ، چون تصديق گزارش نخستين واجب است ، پس در مورد اين گفته سخن مىگوييم . اگر تصديق آن واجب نيست ، تصديق نخستين هم واجب نمىشود ، و اگر واجب شد ، يا به گزارش اوّل واجب مىشود كه دور لازم مىآيد ، يا به گفتهاى ديگر كه در بارهاش سخن مىگوييم كه تسلسل لازم مىآيد و اگر آن ثابت شد ، اوّلى متعيّن مىشود و آن وجوب تصديق عقلى بخشى از گزارشهاى
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٩٩