اوست .
معتزلى : و إلّا
اشعرى : يعنى ، اگر بر شرع متوقّف نشد .
معتزلى : واجب عقلى مىبود ، پس عقلًا حَسَن مىشود .
اشعرى : چون واجب عقلى چيزى است كه عقلًا بر فعلش ستايش و بر تركش نكوهش مىشود ، و حَسَن عقلى چيزى است كه عقلًا بر فعلش ستايش مىشود . پس واجب عقلى ، أخصّ از حَسَن عقلى مىباشد و همچنين در اطاعت فرمانهايش مىگوييد : يا عقلًا واجب است . . .
تا آخر كلامش كه دليل صريحى بر اثبات حَسَن عقلى است .
وى همچنين گويد :
معتزلى : و نيز : وجوب تصديق پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم موقوف بر حرمت دروغ است ، كه اگر شرعاً ثابت شد ، دور لازم مىآيد ، و اگر عقلًا ثابت شد ، عقلًا زشتى آن لازم مىشود .
اشعرى : و اين صريحاً بر قبح عقلى دلالت مىكند و هر يك از آن دو يعنى حسن و قبح التزاما بر ديگرى دلالت مىكند ، چون اگر آن كار عقلًا واجب بود ، تركش هم عقلًا قبيح مىشود و اگر آن امر عقلًا حرام بود ، تركش هم عقلًا واجب خواهد بود ، و عقلًا حَسَن مىشود . » « 1 » ششم . چاچى گويد :
« أمر ، در لغت گفتهى گوينده به ديگرى است كه : انجام بده .
و در شرع : دست يازيدن به الزام عقل بر ديگرى . يكى از پيشوايان آورده است كه مراد از « أمر » اختصاص به اين صيغه دارد ، و محال است كه معنى آن ، چنين باشد كه حقيقت امر مخصوص اين صيغه است ، چون نزد ما خداوند متعال در ازل متكلّم است ، و
هامش
( 1 ) . التوضيح فى حل غوامض التنقيح .