اگر اين امر برايم روشن نشود ، به تجربه عمل نمىكنم . خود را هلاك كرده و زيانى بر او نيست .
همچنين پيامبر صلّىاللَّهعليهوسلّم از سوى خداوند متعال به او خبر داد كه طاعت ، شفا و معصيت ، درد است ، و ايمان سعادت آور و كفر هلاك كننده است ، و خبر داده كه بىنياز از جهانيان است ، در هر حال : سعادتمند يا بدبخت شوند . و شأن پيامبر تنها اين است كه به راه معرفت ابلاغ و راهنمايى كند . پس هر كس نگريست يا كوتاهى كرد ، براى خويشتن است ، و اين واضح مىباشد .
اگر كسى بگويد : كار به اينجا رسيد كه عقل واجب كننده است ، چون با شنيدن گفته و ادّعايش متوقع كيفر است ، پس با عقل بر هشدار حمل مىشود و اين جز با نگريستن به دست نمىآيد ، پس نگريستن بر او واجب شد .
مىگويم : حق كه در اين مورد بدون پيروى يك اسم و تقليد يك امر ، پردهبردارى مىكند اين است : هنگامى كه وجوب ، عبارت از نوعى برترى در عقل باشد ، پس واجب كننده همان خداى متعال است ، چون مرجّح اوست و رسول ، خبردهندهى آن ترجيح است و معجزه دليلى بر راستگويى او در خبر است ، و نگريستن سبب در معرفت راست است و عقل ، وسيلهاى براى نگريستن و فهم معنى خبر مىباشد و طبع برانگيزانندهى هشدار پس از فهم محذور به عقل است . بناچار بايد طبعى باشد كه عقوبت موعود با آن مخالفت مىداشت و ثواب موعود با آن موافق مىبود تا برانگيزاننده باشد . ليكن اگر محذور را نفهمد ، برنمىانگيزاند و آن را با گمان يا علم آن را تقدير نكرده و جز با عقل فهميده نمىشود ، و عقل به خودى خودش ترجيح را نمىفهمد ، بلكه با شنيدنش از پيامبر و پيامبر هم به نفس فعل ، آن را بر ترك ترجيح نمىدهد ، بلكه خداوند مرجّح و پيامبر خبردهنده است و راستگويى پيامبر به خودش آشكار نمىشود بلكه به معجزه است و معجزه اگر در آن دقّت و بررسى نشود ، دلالتى ندارد ودقّت و بررسى با عقل است .
پس اگر معنىها روشن شدند ، در لفظها صيحح آن است كه گفته شود : وجوب همان برترى است و واجبكننده همان خداوند متعال و خبردهنده پيامبر صلىّاللَّهعليهوآله
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٩٧