تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
- گويد : « گفته‌اند : خلافت ، ولايتى است از جهت قول بر سبيل نيابت . گوييم : واجب نيست كه از پيش ، گفته‌اى در آن باره باشد ، چون فرقى ميان خلافت انسان براى ديگرى و نيابت از سوى او نيست . گفته مىشود : « نبت عن فلان و خلفت فلاناً » آنگاه يك عبارت جاى ديگرى گذاشته مىشود . و روشن است كه گاهى گفته مىشود كه انسان به بهترين وجه ، نايب مناب و قائم مقام پدرش مىشود كه به دقّت در مصالح خاندان و جانشينان او ژرف مىنگرد ، گرچه آن موقعيت به او تفويض نشده باشد . و اين زمانى است كه كارهاى پدرش را به روش نيابت انجام دهد . » حامد حسين گويد : اين سخن زيانى به خواسته‌ى ما نمىرساند ، گرچه در اين‌جا خلافت بر مبناى گفتار ، ثابت است ، يعنى عبارت « اخلفني » و بىترديد ثابت است ، همان گونه كه گفت . و شگفت‌انگيز است كه گاهى خلافت را با قول ثابت مىداند ، و گاهى خلافتى را كه قول از پيش داشته منكر مىشود ! ! همچنين : اقتضاى اين سخن ثبوت خلافت براى حضرت هارون عليه السلام است - بدون در نظر گرفتن « اخلفني » - چون آن‌حضرت در جاى حضرت موسى عليه السلام به پا خاست و كارهاى او را در مدّت غيبتش انجام داد ، پس خليفه‌ى او بود . و به اين ترتيب تأويل او از « اخلفني » نيز ، از اعتبار مىافتد . نيز : با اين سخن ، بطلان مدعّاى او كه شاه ولىاللَّه و فرزندش از او پيروى كرده‌اند - روشن مىشود كه گفته‌اند : خلافت با نبوّت منافات دارد . . . 3 - 12 . سپس رازى گويد : « بعلاوه ، اگر پذيرفتيم كه موسى عليه السلام هارون را جانشين گماشت ، حال نمىدانيم در همه‌ى زمان‌ها يا در بعضىها ؟ بيانش چنين است : عبارت « اخلفني » امر است و به اتّفاق همه به ويژه اماميّه‌ى واقفيه ، افاده‌ى تكرار نمىكند . و نيز : قرينه دلالت دارد كه اين جانشينى عام و براى تمام زمان‌ها نبود ، چون عادت بر اين جارى است كه هر يك از رؤسا كه خارج شود و بر قومش جانشينى به جا گذارد ، آن جانشينى تنها ويژه‌ى همان مسافرت است و اگر ثابت شود كه آن جانشين براى تمام زمان‌ها به دست نيامده است ،
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 358 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب