تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
عدم ثبوت آن در ديگر زمان‌ها الزامى براى تحقّق بركنارى ندارد ، چون بركنارى از چيزى تنها بعد از انعقاد سبب آن شىء است و همان‌گونه كسى كه نظارت بر شهرى به او واگذار شود و شهر ديگرى به فردى واگذار نشود ، نمىگويند آن شهرى است كه نظارتش به كسى واگذار نشده است ، و همين‌گونه است در مورد زمان » . حامد حسين گويد : هر چند كه فرمان دلالت بر تكرار نمىكند ، ليكن آن‌چه - بر پايه‌ى عرف و عادت از نص برخلافت يك شخص به نظر مىرسد ، جانشينى مطلق اوست ، بنا بر آن‌چه لفظ شاملش مىشود . در غير اين‌صورت لازم مىآيد كه جانشين يكى از رؤسا كه خارج شده است ، فقط براى يك ساعت جانشين او باشد . و اين حتّى نزد رازى باطل است ، آن‌جا كه گويد : آن جانشينى ويژه‌ى آن مسافرت است . ليكن اختصاص به آن سفر هم صادق نيست در موردى مانند جانشينى حضرت هارون عليه السلام ، چون خلافت او - آن‌گونه كه جامى و قيصرى دقيقاً گفته‌اند با « اخلفني » سبب قوّت نسبت او به امامت بود و از اين‌جا حكمتش ، علاوه بر ديگر صفت‌ها ، به آن افزوده گشت . پس اگر جانشينى او از موسى فقط ويژه‌ى آن سفر بود ، كوتاهى و سستى در نسبت دادن امامت به او پس از بازگشت حضرت موسى ، لازم مىآمد ، و اين كه نيرومندى به كوتاهى و ضعف مبدّل شود ، پناه به خداوند از آن ، كه موجب فرو افتادن مرتبه‌اش و باعث نفرت از او مىشود . 4 - 12 . سپس رازى گويد : « اگر پذيرفتيم كه جانشينى براى همه‌ى زمان‌ها ثابت باشد ، چرا گفتيد ، برداشتن آن نفرت‌انگيز است ؟ بيانش اين است : بركنارى آن‌گاه نفرت‌انگيز است كه بر كنار شده ، از رتبه‌اى كه به آن بالا رفته ، فروافتد ، امّا اگر چيزى كه بالا نرفته ، از او برداشته شود ، اين نفرت‌انگيز نيست . روشن است كه حضرت هارون شريك حضرت موسى عليهما السلام در انجام رسالت بود ، و اين والاترين منزلت‌هاست . چه بسا كه انسان اكراه داشته باشد كه جانشينش ، شريك او در رياست باشد و اگر مكروه‌بودن اين جايز شد ، مجاز خواهد بود كه به علّت حصول آن ، زيادت و نقصانى برايش حاصل نشود ، پس نفرت‌انگيز و دوركننده نخواهد بود » .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 359 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب