تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
سيد مرتضى در پاسخ عبدالجبار معتزلى گويد : « به او گفته مىشود : سخنانت در اين باب ، سخت اختلاف دارد و تردّدى كه ميان يك نظريه و ضدّ آن دارى ، آشكار است . چون نخست بنابر آن‌چه از تو حكايت كرديم ، گفتى : هارون عليه السلام از آن جهت كه شريك موسى عليه السلام در نبوّت بود ، الزام داشت كه در ميان امّت به كارى بپردازد كه ائمّه انجام مىدهند ، گرچه او را جانشين خود نكرده باشد . سپس به دنبالش گفتى : براى كسى كه شريك موسى عليه السلام در نبوّت بوده است ، واجب نيست كه شؤون ائمّه را واجد باشد . سپس در فصل ديگرى از آن برگشتى و گفتى : اگر هارون بعد از موسى مىزيست ، شؤون او همان‌ها بود كه از پيش براى او بود كه به اين كارها براى نبوّتش اقدام كند ، پس قيام به اين امور را از اقتضاهاى نبوّت قرار دادى . سپس در فصل ديگرى نيز كه آورديم ، بر اين نكته تأكيد كردى و به نظريه‌ى مخالف پاسخ دادى . مخالف گفته بود : اگر موسى هارون را بعد از خود جانشين نمىكرد ، بر او واجب نبود كه بعد از او قيام كند به آن‌چه ائمّه انجام مىدادند ، تو در پاسخ گفتى : اگر جايز بود كه مشاركتش در نبوّت ، بعد از او باقى بماند ، و اين برايش نيست ، اين جايز است ، هرچند او را جانشين خود كرد بر اين مبنا كه اين امر برايش نباشد . سپس مطالب پيشين را با اين سخن به پايان رساندى كه در حقيقت بازگشتى است از بسيارى از آن‌چه از پيش آورده شد ، با تصريح به اين كه نبوّت ، اقتضاى انجام اين امور را ندارد و براى تأمّل كننده در اين جايگاه ، شك و ترك قطع بر يكى از دو امر ، فرض است . اينك ، از سخن‌هاى متناقض تو ، چه چيزى به دست مىآوريم ؟ و به كدام گفته‌ها اعتماد كنيم ؟ جز بر اين فصل اخير ، گمان اعتماد و استقرار نداريم ، كه اين اخير چون نسخ‌كننده و محوكننده‌ى موارد قبلى است و متضمّن اين مطلب است كه نبوّت قيام به كارهايى را كه ذكر كرده است ، واجب نمىكند ، بلكه اثبات اين كارها افزون بر نبوّت ، نيازمند دليل صحيح ديگرى است ، كه در گفته‌هاى پيشين خود ، آن را بيان كرديم » . « 1 » 2 - 12 . رازى پس از كلام پيشين خود كه ضمن آن خلافت هارون را نمىپذيرد
هامش
( 1 ) . الشافي في الإمامة : 3 / 64 - 65 .