5 - 5 . ابنتيميّه : « پس پيامبر صلى الله عليه و آله برايش روشن كرد كه : تو را فقط به جهت حفظ امانت كه نزد من دارى ، جانشين كردم . جانشينىِ من نه نقص و نه كاستى مقام است ، چنان كه موسى هارون عليه السلام را بر قومش جانشين كرد . پس چگونه مىتواند نقص باشد در حالى كه موسى آن را نسبت به هارون انجام داد ؟ »
« گفتهى پيامبر صلى الله عليه و آله بيان كردن اين واقعيت بود كه جنس جانشينى نقص و كاستى مقام نيست ، چون اگر نقص و كاستى مقام بود ، موسى آن را نسبت به هارون انجام نمىداد » .
« اين جانشينى مانند جانشينى هارون نبود ، چون لشكر با هارون بود و موسى به تنهايى رفت » .
« و همچنين اينجا جز اين نيست كه او در جايگاه هارون است ، بنا بر آنچه سياق دلالت دارد ، كه او را در غيبتش جانشين ساخت ، همانگونه كه موسى هارون را جانشين كرد » .
« بلكه چندين نفر بر مدينه جانشينى كردند ، و آنان كه جانشين او شدند ، در جايگاه هارون نسبت به موسى هستند از جنس جانشينىِ على » . « 1 » 6 - 5 . أعور واسطى : « از جانشينى هارون ، چيزى جز فتنهى عظيم و فساد بزرگ حاصل نشد ، بدينسان كه بنىاسرائيل گوساله را پرستيدند » . « 2 » 7 - 5 . ابنروزبهان : « هارون بعد از موسى خليفه نبود ، چون پيش از موسى عليه السلام درگذشت ، بلكه مراد جانشينىِ على هنگام رفتن پيامبر به تبوك است ، همانگونه كه موسى هنگام رفتنش به طور ، هارون را جانشين كرد و به او گفت : « اخلفني في قومي » » . « 3 » 8 - 5 . اسحاق هروى در « السهام الثاقبة » گويد : « پيامبر براى دلدارى على گفت :
آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه
هامش
( 1 ) . منهاج السنة : 7 / 328 - 331 .
( 2 ) . رسالة الأعور ( خطى ) .
( 3 ) . ابطال الباطل ( خطى ) .