كنيد . آن مردم حركت كردند در حالى كه محبّت بتها درونشان بود ، تا [ اين كه موسى عليه السلام ] به طور نزديك شد و برادرش هارون را بر قومش جانشين كرد » . « 1 » 3 - 4 . ابناثير : « هنگامى كه خداوند ، فرعون را هلاك كرد و بنىاسرائيل را نجات بخشيد ، گفتند : اى موسى ، كتابى را كه به ما وعده دادى برايمان بياور . موسى از پروردگارش آن را تقاضا كرد . فرمانش داد كه سى روز روزه بگيرد و تطهيركند و لباسش را پاكيزه گرداند و به كوه ، كوه سينا برود ، تا خداوند با او سخن گويد و كتاب را به او بدهد . موسى سىروز روزه گرفت ، كه نخستين روز ، اوّل ذيقعده بود و به سوى كوه رفت و برادرش هارون را به جانشينى بر بنىاسرائيل كرد » . « 2 » 4 - 4 . العيني : « نوع سى و يكم در داستان سامرى : خداوند متعال فرمود : « و اتخذ قوم موسى من بعده » الآية . گفتند : هنگامى كه موسى عليه السلام براى ميقات پروردگارش به كوه رفت ، برادرش هارون عليه السلام را بر قومش جانشين كرد » . « 3 » 5 - اين ادّعا با گفتههاى صريح متكلّمان نقض شده است :
دانشمندان كلام نيز تصريح مىكنند كه حضرت موسى ، حضرت هارون عليهما السلام را به جانشينى گمارد .
1 - 5 . ديار بكرى : « رسول خدا صلى الله عليه و آله علىبنابىطالب را جانشين بر خانوادهاش گماشت و فرمانش داد كه در ميانشان اقامت گزيند . منافقين فتنه انگيختند و گفتند : او را به جا نگذاشت جز از جهت گرانبارى از او . در پىِ اين سخن ، على سلاحش را برداشت و از شهر بيرون رفت تا نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد در حالى كه او در جرف فرود آمده بود گفت : اى پيامبر خدا ، منافقين پنداشتهاند كه مرا به جا نگذاردى جز بدينجهت كه مرا گرانبار يافتى و از جهت من آسوده گشتى ! فرمود :
« دروغ گفتند : بلكه تو را به جا گذاردم بر آنچه پشت سرم رها كردم . اينك
هامش
( 1 ) . قصص الأنبيا ( خطى ) .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ : 1 / 189 .
( 3 ) . عقد الجمان فى تاريخ اهل الزّمان فصل قصّة موسى نوع سى و يكم .