4 - عبدالعلى أنصارى در كتاب « شرح مسلّم الثبوت » آورده است كه لفظ « سبيل المؤمنين » در آيهى : « و من يشاقق اللَّه و رسوله . . . و يتّبع غير سبيل المؤمنين » دلالت بر عموميت مىكند ، چون مفرد مضاف از صيغههاى عموميت است ، به جهت جواز استثنا از آن ، كه آن معيار عموميت است .
5 - ابوالبقاء در كتاب « الكليّات » تصريح كرده كه مفردِ مضاف به معرفه ، براى عموميت است و تصريح اصوليين را نقل كرده است ، در استدلالشان به امر در آيهى :
« فليحذر الّذين يخالفون عن أمره » كه امرى واجب است و اين كه مراد از « أمره » همهى فرمانهاى خداوند است .
6 - زينالدين ابننجيم مصرى در كتابش « الأشباه و النظائر » تصريح كرده كه مفرد مضاف به معرفه براى عموميت است ، و اين كه اصولىها در استدلال به آيهى « فليحذر . . . » به آن تصريح كردهاند ، چون دقيقاً گفتهاند كه مراد از « أمره » همهى فرمانهاى خداوند است ، سپس بعضى مسائل فقهى را از اين قاعدهى اصولى استخراج كرده است .
7 - تفتازانى در كتابهاى « المطوّل » و « المختصر » آورده است كه اضافهى مصدر در گفتهى نويسندهى كتاب « التخليص » افاده عموميت مىكند . او گفته است : « و بالا رفتن شأن سخن در حُسن و قبول به مطابقت آن با اعتبار مناسب است و فرو افتادنش به نبودن آن است » و به اين مطلب استدلال كرده كه بالا رفتن شأن سخن فصيح ، فقط به مطابقت داشتن آن با اعتبار مناسب است .
8 - نظامالدين عثمان خطائى در حاشيهى خود بر « المختصر » تفتازانى ، تصريح كرده است كه اضافهى مصدر ، افادهى عموميت نمىكند جز از آن جهت كه اسم جنس مضاف ، از ادوات عموميت است .
9 - چلبى در « حاشية المطوّل » با تفتازانى در بارهى معنى گفتهى نويسندهى « التخليص » كه آن را آورده ، موافقت كرده است . چلبى ، همچنين از محقّق رضى رضىاللَّهعنه - نقل كرده است كه اسم جنس بدون قرينه ، دلالت بر استغراق مىكند .
10 - چلبى در جاى ديگرى گويد : مبناى گفتهى تفتازانى كه اضافهى مصدر
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣١٠