تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
است ، همان‌گونه كه قاضى ايجى صريحاً گفته است . قطب شيرازى تصريح كرده به اين‌كه اين كلام ، از مطالبى است كه همه‌ى علما بر آن اتّفاق كرده‌اند . گفته‌اند : و لذا صحيح نيست كه گفته شود : « ما جاءنى زيد إلّاأن الجوهر الفرد حقّ » . گويم : روشن است كه مخالفتى نيست ميان « عدم النبوّة » و ثبوت منزلت هارون براى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در حالت نبودن عموميت منزلت ، و « أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلّاعدم النبوّة » مانند « ما جاءنى زيد إلّاأنّ الجوهر الفرد حق » خواهد بود ، كه كمترين فصيح از آن مىپرهيزد . پس چگونه پيامبرى چنين بگويد كه فصيح‌ترين است ؟ ! 20 - گروهى از پيشوايان اهل سنّت و بزرگان حافظانشان ، حديث منزلت را با لفظ « الّا النبوّة » روايت كرده‌اند ، از جمله : احمدبن‌حنبل در « المسند » و در كتاب « مناقب على » نسايى ، در كتاب « الخصائص » از صفوان ، از سعيدبن‌مسيّب ، از سعد . و از هشام ، سعيدبن‌مسيب ، از سعد ، و از عايشه ، از پدرش . ابن‌عساكر دمشقى ، با اسنادش از جابربن‌عبداللَّه موفّق‌بن‌احمد خوارزمى مكّى ، با اسنادش از جابربن‌عبداللَّه . ابن‌كثير شامى كه روايت احمد را آورده و اسنادش را صحيح دانسته است . سبطابن‌جوزى ، كه روايت احمد را آورده است . مولوى ولىاللَّه لكهنوى ، آن‌جا كه روايت نسايى را روايت كرده است . گويم : پس اين استثنا متّصل است و ادّعاى انقطاع آن باطل مىباشد . 21 - گروهى از پژوهشگران اين قوم تفسير كرده و به صورت‌هاى متعددى صريحاً گفته‌اند كه مستثنى در اين حديث ، « النبوّة » است ، نه « عدم النبوّة » . و لذا نزد آنان استثنا متّصل است نه منقطع . سخن ابن‌طلحة شافعى در « مطالب السؤول » ، ابن‌صبّاغ مالكى در « الفصول المهمة » و محمّدبن‌اسماعيل امير صنعانى را در « الروضة الندية » ملاحظه كنيد .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 313 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب