تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نكردن پيامبر عليه الصلاة والسلام مسلّم نيست ، بنابر آن‌چه روايت شده است كه پس از سخنان ابن‌زبعرى ، پيامبر عليه الصلاة والسلام به ابن‌زبعرى فرمودند : چقدر نسبت به زبان قومت نادانى ! آيا ندانسته‌اى كه « ما » براى بىعقلها و « من » براى عاقلان است . اين‌گونه در شرح أصول الفقه ابن‌حاجب آمده است » . « 1 » با همين بيان در دفع اعتراض ابن‌زبعرى ، اشكال استدلال به اين حديث شريف را ردّ مىكنيم ، و گوييم كه مراد از منزلت‌ها ، منزلت‌هاى ثابت كننده‌ى فضيلت است ، چيزى كه غير اهل ايمان از آن سهمى ندارند ، و بدين جهت عموميت منزلت ، از آغاز شامل بزرگسالى و برادرى نَسَبى و فصيح‌تر بودن ، نبوده است . پس اعتراض به منتفى بودنشان مردود است ، مانند اعتراض ابن‌زبعرىِ كافر به منتفى شدن حكم آن آيه در باره‌ى حضرت عيسى و حضرت عزير عليهما السلام و فرشتگان . خلاصه‌اى از وجوه دلالت لفظ « المنزلة » در اين حديث بر عموميت پس از آن‌چه آورده شد ، گوييم : كلمه‌ى « المنزلة » كه در حديث منزلت آمده است به چندين وجه بر عموميت دلالت دارد كه پيش از اين ، تعداد بسيار و بسنده‌اى از آن‌ها ذكر شد . آن‌ها بدين ترتيب خلاصه مىشوند : 1 - عضدالدين ايجى آورده است كه اسم جنس مضاف ، نزد پژوهشگران ، از صيغه‌هاى عموميت است . و لفظ « المنزلة » اسم جنس مضاف است ، پس دلالت بر عموميت دارد . 2 - برهان الدين عبرى فرغانى در كتاب « شرح المنهاج » گويد : اسم جنس مضاف مانند اسم جنسى كه محلّى به « لام » باشد ، دلالت بر عموميت مىكند . 3 - جلال‌الدّين محلى در شرحى كه بر كتاب « جمع الجوامع » سبكى نوشته ، آورده است كه مفردِ مضاف به معرفه براى عموميت ، صحيح است . اين سخن را در « شرح المختصر » به نقل از سبكى نيز آورده است .
هامش
( 1 ) . كشف الأسرار فى شرح أصول البزدوى : 3 / 229 - 230 .