« إنّكم و ما تعبدون من دون اللَّه حصب جهنم » « 1 » . عبدالعزيز بخارى در توضيح دليلهاى معتقدان به جواز تأخير تخصيص گويد : « و از آن جمله است آيهى : « إنّكم و ما تعبدون من دون اللَّه حصب جهنّم » يعنى : هيزمهايش و « الحصب » چيزى است كه با آن زده مىشود ، يعنى پرتاب مىشود ، گفته مىشود : « حصبتهم السماء » اگر با سنگريزه آنان را زد ، فَعَلٌ بمعنى مفعول .
و اين نيز عامى است كه تخصيص دورى به آن خورده است ، چون هنگامى كه نازل شد ، عبداللَّهبنزبعرى نزد رسول خدا صلّىاللَّهعليهوسلم آمد و گفت : اى محمّد ، آيا چنين نيست كه عيسى و عزير و فرشتگان ، غير خدا را عبادت كردند ؟ آيا مىپندارى كه در آتش عذاب مىشوند ؟ پس خداوند متعال نازل فرمود : « إنّ الّذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون » يعنى كسانى كه سعادت يا توفيق طاعت يافتند ، از آتش دور مىشوند .
او پاسخ داد : ما نمىپذيريم كه در آن تخصيصى هست ، چون ناگزير ، مخصوص داخل عموم شود اگر مخصّص نباشد . و آنان در اين عامّ وارد نشدند ، به جهت اختصاص « ما » به غير عاقل ، بر اين مبنا كه خطاب به مردم مكّه باشد كه بتها را مىپرستيدند ، و كسى در ميانشان نبود كه عيسى و فرشتگان را بپرستد ، پس سخن شامل آنان شود .
نمىتوان گفت : اگر وارد نمىشدند ، ابنزبعرى آنان را به عنوان نقضى بر آن آيه نمىآورد ، چرا كه اوّلًا او از فصيحان است ، ثانياً پيامبر صلى الله عليه و آله در آن صورت به او پاسخ مىداد و در برابر او سكوت نمىكرد .
چون ما مىگوييم : شايد كه پرسش ابنزبعرى بر پايهى گمانش بود كه « ما » در مورد كسى است كه تعقّل مىكند يا مجازى در آن استعمال شده است . همانگونه كه در اين آيات استعمال شده است : « و ما خلق الذكر و الأنثى » و « ولا أنتم عابدون ما أعبد » و بر ورود آن به معنى ( الذى ) كه شامل عاقل است ، اتّفاق شده به اين كه او اشتباه كرده ، چون در آنچه تعقل نمىكند ظاهر است ، و اصل در سخن ، حقيقت مىباشد . امّا رد
هامش
( 1 ) . انبياء : 98 .