تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مستثنى منه در اتّصال استثنا عيبى به وجود نمىآورد ، چون دليل‌هايى بر خروج آن اقامه شده است . هم‌چنين است درباره‌ى بحثى كه ما در آن هستيم . امّا اين كه خوراك‌هاى ديگرى هم هست كه حرام شده است ، به دليل و بيان نياز ندارد ، چون از چيزهايى است كه اهل اسلام بر آن اجماع دارند ، و گرنه بايد قائل به حلاليت بسيارى از محرّمات قطعى شد ، مانند نجاسات كه در آيه نام‌برده نشده مانند شراب و منى و مانند متنجّس‌ها و مستقذرها . البتّه مالك حلال بودن سگ و ديگر حيوان‌هاى حرام غير از خوك را گفته است ، ولى كسى در حرمت شراب و ديگر نجاست‌ها مخالفت نكرده است . از اين رو ، رازى تأويل‌هاى متعددى براى خارج كردن شراب و غير آن آورده است ، هرچند كه عقيده‌ى مالك را در مورد سگ صحيح دانسته است . و اين سخن اوست در تفسير اين آيه‌ى كريمه : « مسأله‌ى دوم : خداوند متعال بيان فرموده است كه حرام و حلال كردن جز با وحى اثبات نمىشود : « قُل لا أجد فيما أوحى إليّ محرّماً على طاعمٍ يطعمه » يعنى : بر خورنده‌اى كه آن را مىخورد . و اين را ذكر فرمود تا روشن كند كه مراد از آن ، بيان خوراكىهاى حلال و حرام است . سپس چهار مطلب آورده است . و اين مبالغه‌اى است در بيان اين كه جز اين چهار تا حرام نمىگردد ، پس ثابت شد كه شريعت از آغاز تا پايانش بر اين حكم و بر اين حصر قرار گرفته است . پس اگر گوينده‌اى گويد : از التزام اين حصر ، لازم مىآيد كه اوّلًا نجاست‌ها و مستقذرات را حلال كنيد ، ثانياً شراب را حلال كنيد ، ثالثاً حيوان‌هاى مرده از خفگى و چوب زدن و از بلندى افتاده و به هم شاخ زده را حلال بدانيد . با اين كه خداوند متعال حكم به حرام بودنشان داده است . گوييم : اين مطلب از چند وجه ما را ملزم نمىكند : اوّل : خداوند متعال در اين آيه فرموده است : « أو لحم خنزير فإنّه رجس » و بدين معنا كه خداوند متعال گوشت خوك را حرام فرموده ، چون نجس است . و اين اقتضا دارد كه نجاست ، علّت براى حرمت خوردن است ، پس بايد خوردن هر نجسى حرام شود ، و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 302 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب