مسلم ، نسايى ، أبوداوود ، ابنماجه ، احمد و ديگران نيز آن را نقل كردهاند .
شكّى نيست كه استثنا در اين حديث متّصل است ، چون استثناى مفرغ است ، و هر استثناى مفرغ متّصل مىباشد . همانگونه كه ابنحاجب و غير او تصريح كردهاند .
همچنين شكّى نيست كه بار سفر بستن به ديگر مسجدها جايز است . لذا معنى اين حديث معضلى براى پژوهشگران بزرگ به وجود آورده و به تأويلش بر چند وجه روى آوردهاند ، تا حرمت سفر به ديگر مسجدها و بارگاهها لازمهاش نگردد . ولىالدّين أبوزرعهى عراقى در « شرح تقريب الأسانيد » گويد : « اين حديث مىرساند كه مراد تنها ويژگى فضيلت نماز خواندن در اين مسجدهاست ، كه اين امر در ديگر سفرها وارد نشده است . چنان كه در حديث ابوسعيد - كه نقل شد - / آمده : « براى نمازگزار كه بار سفر به مسجدى مىبندد و به جهت نماز خواندن در آن ، شايسته نيست غير از چنان و چنان » . پس روشن كرده است كه مراد ، بار سفر بستن به مسجدى است كه خواستار نماز خواندن در آن باشد ، نه هر سفرى ، و اللَّه أعلم » .
يكى از بزرگانشان در بارهى اين حديث ، رسالهى ويژهاى تأليف كرده است به نام « منتهىالمقال فى شرح شدّ الرحال » .
خلاصه اين كه خروج چند نفر مستثنى منه به دلالت دليلى يا اقامهى قرينهاى مستلزم انقطاع در استثنا نمىگردد .
2 - در پرتو آيهى « قل لا أجد . . . » و آنچه مفسّران گفتهاند
( 8 ) خداوند عزّوجلّ مىفرمايد : « قل لا أجد فيما أوحي إليّ محرّماً على طاعمٍ يطعمه إلّاأن يكون ميتةً أو دماً مسفوحاً أو لحم خنزير فإنّه رجس أو فسقاً أهلّ لغيراللَّه به » « 1 »
در اين آيه استثنا است كه بدون ترديد استثناى متّصل مىباشد ، در حالى كه موارد حرام غير از آنچه ذكر شده بسيار است . پس خروج موارد ديگر از اين حكم
هامش
( 1 ) . الانعام : 145 .