بزرگسالى و فصيحترى در زبان ، از منزلتهاى هارون نيست تا منتفى بودنش از اميرالمؤمنين عليه السلام در تعميم منزلتها عيبى وارد كند .
و اين وجه ديگرى از سقوط توهّم دهلوى است .
( 4 ) همانگونه كه دهلوى با پدرش و شاگرد پدرش مخالفت كرده است ، با استادش كه كتابش را به خود نسبت داده نيز مخالفت كرده است . كابلى منزلت حضرت هارون عليه السلام را تخصيص زد و در دو امر منحصر كرد : جانشينى و نبوّت ، همانگونه كه از پيش دانستيد . در اين مورد نيز با او مخالفت كرد : بدين سان كه بزرگسالى و برادرى نَسَبى و فصاحت بيشتر در زبان را در زمرهى منزلتها دانست . وى پيش از اين نيز با او مخالفت كرده بود ، با ادّعاى اين كه « إلّا أنّه لا نبيّ بعدي » در حكم « إلّا عدم النبوّة » است ، با اين كه عبارت كابلى صراحت دارد كه آن در حكم « إلّا النبوّة » است . . .
اين نيز از جاهايى است كه دهلوى با پدرش و استادان بزرگش و پيشوايان قومش مخالفت كرده است . البتّه جاهاى ديگرى نيز هست كه إنشاءاللَّه تعالى آنها را يادآور مىشويم .
مراد از منزلتها ، فضيلتهاى نفسانى است
( 5 ) مراد از منزلتهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى حضرت هارون عليه السلام اثبات فرمود ، فضيلتهاى نفسانى و مقامات معنوى است كه مدار برترى و مقدم بودن بر آن موارد است ، نه بر عوامل ديگر . و تنها به وسيلهى آن ، قرب به خداوند و دريافت ثواب از او حاصل مىشود .
همين عوامل ، ملاك و مناط گزينش براى نبوّت و خلافت و امامت است و همينها ، صفتهاى ويژهى اهل ايمان است كه كافران را هيچ بهرهاى از آن نيست .
برادرى نَسَبى و بزرگسالى و فصاحت بيشتر در زبان و مانند آن هرچند كه از فضيلتهاست ولى نه اقتضاى تقديم و ترجيح است و نه معيار گزينش براى نبوّت و امامت .
مطلبى كه آورديم كاملًا واضح است . و همان است كه از حديثها و خبرهاى
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 296
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٩٦