1 - در پرتو سخنان دانشمندان در معنى حديث :
( 1 ) پاسخش از گفتهى قوشچى و تفتازانى نيز ظاهر است ، چون برادرى نسبى در حكم مستثنى است ، به اين جهت كه منتفى بودنش به تعميم منزلتهاى ثابت براى مستثنى منه عيبى به بار نمىآورد . همينسان منتفىبودنِ بزرگسالى و فصيحتر بودن ، به عموميت عيبى نمىرساند ، به اين علّت كه اين منتفى بودن آشكار است و اين دو امر در حكم مستثنى براى آن قرار مىگيرند .
و به طور كلّى ، منتفى بودن اين دو امر مانند منتفى بودن برادرى عيبى در تعميم منزلتها به وجود نمىآورد ، چه رسد كه منقطع بودن استثنا را اثبات كند .
( 2 ) گفتهى صريح ولىاللَّه دهلوى چنين است : قرار دادن در جايگاه هارون نسبت به موسى يك نوع تشبيه است ، و آنچه در تشبيه اعتبار دارد ، مشابهت در توصيفهاى مشهور و زبانزد است . و آنها را سه مورد قرار داد كه عبارتند از : خلافت در مدّت غيبت ، از اهل بيت بودنش ، و نبوّت .
ولىاللَّه دهلوى در بحث پيرامون اين حديث ، كه به استدلال اماميه پاسخ داده چنين مىگويد . « 1 » اين خود وجه ديگرى از بطلان توهّم پسرش دهلوى است كه بزرگسالى و فصيحتر بودن زبانى ، بلكه برادرى نسبى را در زمرهى منزلتهاى حضرت هارون عليه السلام مىداند .
اگر در سخن ولىاللَّه دهلوى ژرف نگرى كنيد ، مىيابيد كه بر خواستهى اماميّه دلالت دارد ، به جهت ضرورى بودنِ « وجوب پيروى و اطاعت » و « عصمت » و « برترى » كه از بارزترين صفتهاى مشهور حضرت هارون عليه السلام در امّت موسوى بود ، و همچنين است سرورمان اميرالمؤمنين عليه السلام ، در امّت محمّدى .
( 3 ) قاضى ثناءاللَّه شاگرد پدرِ دهلوى ، منزلتهاى حضرت هارون عليه السلام را در دو امر منحصر كرده است : جانشينى و نبوّت ، كه گفتهاش از پيش آمد . پس برادرى نَسَبى و
هامش
( 1 ) . إزالة الخفا ، المقصد الاوّل من المسلك الاوّل ، مبحث حديث المنزلة .