محلّى گويد : « و امّا آنچه ابنمالك برگزيده است . . . الخ » .
بنانى گويد : وقتى كمال اين مثال را براى شارح ، آورده ، ايراد او دفع مىشود . پس گفته مىشود كه سخنش بر پايه روش همگان است .
و بدان كه آنچه از تلويح آورده شد ، ممكن است دلالت بر عموم كند ، در مورد آنچه ابنمالك نيز مثال زده است . . . »
ميرحامد حسين مىافزايد :
به طور كلّى ، سخنان اين گروه صراحت دارد كه مراد از صحّت استثنا از لفظى است كه پس از آن واقع شدن استثنا را صحيح مىنمايد ، نه اين كه بالفعل پس از آن ذكر شود . پس هر لفظى كه اين مطلب در آن صحيح آيد ، دلالت بر عموم مىكند ، هرچند كه استثنا وجود نداشته باشد . پس وجود استثنا از آن ، شرط در دلالتش بر عموم نيست ، بلكه تنها صحّت استثنا از آن ، كافى است .
كاملًا واضح است كه : لفظ « المنزلة » كه به « عَلَم » اضافه شده ، قطعاً استثنا از آن صحيح مىشود ، چون جايز است كه بگوييد : « زيد بمنزلة عمرو إلّافى النسب » ، يا « الّا فى العلم » ، يا « إلّا فى اعمال . . » . و مانند آن . و لفظ « المنزلة » كه - به ويژه - در اين حديث آمده ، استثناى متّصل از آن صحيح مىباشد ؛ همانگونه كه اگر لفظ حديث چنين مىبود :
« أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلّاالنبوة » كه قطعاً استعمالى صحيح و متين است . اين حديث با همين لفظ در روايات متعددى وارد شده است كه از پيش آورده شد ، و باز هم خواهد آمد إن شاء اللَّه .
و اگر استثنا از لفظ « المنزلة » اضافه شده به « عَلَم » صحيح باشد ، روشن مىشود كه لفظ « المنزلة » اضافه شده به « عَلَم » از لفظهاى عموم است .
بنابر آنچه گفته شد ، تنها جملهى « أنت منّى بمنزلة هارون من موسى » به طور واضح دلالت بر همهى منزلتها دارد ، هر چند كه فرض شود تنها استثنا در آن نباشد .
پس - با سپاس كه از آنِ خداوند است ثابت شد كه آنچه دهلوى با پيروى از پيشوايانش - / مانند تفتازانى ، قوشچى و كابلى دربارهى اين استثنا آورده است ، يعنى :
« إلّا أنّه لا نبي بعدي » و نيز اين كه ادّعا كردهاند كه اين استثناء غير متّصل بلكه منقطع
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 264
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٦٤