تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
بودن آن رد مىشود ، و اين كه خانه ، همگان را در بر مىگيرد ، به جهت جايز بودن اين كه زيد از آنان نباشد ، و لذا نياز شد كه « منهم » را ذكر كند ، با اين كه عموميت آن محل تأمّل است ، چون معيار عموم ، صحّت استثنا مىباشد نه ذكر آن ، و اين شناخته نمىشود جز به ذكر كردنش . امّا آن چه ابن مالك برگزيده است يعنى جايز بودن استثنا از نكره در اثبات مانند : جاءنى قوم صالحون الّا زيداً » اين مخالف گفته‌ى همگان است ، چون استثنا خارج كردن چيزى است كه اگر نباشد بايد در مستثنى منه داخل باشد ، و اين در مثال منتفى است . آرى ، اگر « منهم » بدان اضافه مىشد ، موافق آنان مىبود ، ليكن اشكالِ يادشده‌ى پيشين بر آن وارد است . محلّى گويد : « كلمه‌ى دار ، همه را در بر مىگيرد » . بنانى افزايد : ممكن است گفته شود : اگر اين مدّعا را بپذيريم ، اين ويژگى اقتضاى عموم ندارد در مورد آن‌چه بدان تخصيص خورده است ، به دليل آن كه لفظ در مورد گروهى كه در آن خانه بودند ، صادق است و از آن لفظ به خاطر نمىرسد همه‌ى كسانى كه در خانه بودند . به اين مطلب پاسخ داده‌اند كه استثنا دلالت بر عموم دارد در مورد آن‌چه كه تخصيص خورده است و در غير اين صورت ، نيازى به آن بود ، و ظاهر استثنا ، بيانگر نيازمندى به آن است . محلّى گويد : « لذا نيازمند ذكر « منهم » شد . » بنانى افزايد : گفته‌ى شهاب با آن مخالف است » . محلّى گويد : « منهم » حال از براى زيد است . بنانى گويد : يعنى : زيد - به طور مثال - در اين تركيب استثنا مىشود مگر اين كه از گروه مردانى باشد كه درباره‌ى آن‌ها صحبت شده است ، پس هنگام خبر دادن لازم نمىشود لفظ « منهم » در تركيب آورده شود . محلّى در توجيه ديدگاهش گويد : « چون معيار عموم صحّت استثنا مىباشد ، نه ذكرش . » بنانى گويد : ممكن است گفته شود : چيزى كه ذكرش به طور صحيح لازم باشد ، صحّت آن است ، و در صحّت اين تركيب و صحّت اين استثنا شكّى نيست .