تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
است كه آن خود مستلزم حصر مىگردد ، چون اگر ارتفاع بدون مطابقت حاصل شود ، صحيح نخواهد بود كه آن ارتفاع از آن مطابقت به دست آيد . چون براى يك شىء متعدد بودن حاصل شدن ممتنع است » . نُه . تفتازانى در ( المطوّل ) گويد : « پس مقتضاى حال ، اعتبار مناسب براى حال و مقام است مانند تأكيد و اطلاق و ديگر مواردى كه برشمرديم ، و لفظ كتاب مفتاح بدان تصريح دارد ، كه به زودى پژوهش بيشترى در اين باره خواهيد شنيد . و حرف « ف » در گفته‌اش : « فمقتضى الحال » ، دلالت دارد بر تفريع موارد يادشده كه نتيجه‌ى آن است . و بيان آن ، از آن‌چه گذشت ، روشن شد كه بالا رفتن شأن سخن فصيح ، تنها با مطابقتش به اعتبار مناسب است ، نه علّت ديگر ، چون اضافه مصدر افاده‌ى حصر مىكند ، مانند آن كه گفته مىشود : « ضربى زيداً فى الدار » . « 1 » ده . چلبى در حاشيه‌اش بر مطوّل گويد : « تفتازانى گفته : چون اضافه‌ى مصدر افاده‌ى حصر مىكند . چنان‌كه رضى گفته كه اگر اسم جنس استعمال شد ، ولى قرينه‌اى برايش اقامه نشد كه آن را تخصيص دهد به بخشى از آن چه برايش واقع مىشود ، ظاهر است براى استغراق جنس ، كه از استقراء سخن آنان برگرفته است . پس معنى در اين جا چنين خواهد بود : تمام ارتفاع‌ها حتماً به سبب مطابقت سخن براى اعتبار مناسب حاصل مىشود ، پس استفاده‌ى حصر مىشود ، چون اگر جايز باشد كه ارتفاع به چيزى جز آن حاصل شود ، اين ارتفاع به آن مطابقت حاصل نشده است ، پس اين كلّيت صحيح نخواهد شد . . » . يازده . در جاى ديگرى چلبى گويد : « مصنّف گفته : و استغراق مفرد ، شامل‌تر است . پيشتر تصريح شارح نقل شد كه اضافه‌ى مصدر افاده‌ى حصر مىكند ، و آن‌جا
هامش
( 1 ) . المطوّل فى علم المعانى و البيان - بخش بلاغت از مقدمه‌ى كتاب .