تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
اين مورد سه روش است : عقيده‌ى بيشتر پژوهشگران بصرى چنين است كه تقدير جمله را اين مىدانند : « ضربى زيداً حاصل اذا كان قائماً » . روش دوم : روش كوفىها كه تقديرش آن است : « ضربى زيداً قائماً حاصل » . سوم : روش متأخّرين - و اعلم آن را برگزيده است كه تقديرش اين است : « ضربت زيداً قائماً » . امّا صحيح همان اولى است ، و بيانش چنين است : معنى « ضربى زيداً قائماً » اين است كه : ما ضربته الّا قائماً . نيز معنى « اكثر شربى السويق ملتوتاً » چنين است : « ما اكثر الشرب الّا ملتوتاً » . اين معنى جز بر تقدير بصرىها برايش درست در نمىآيد . در بيان آن گوييم : مصدر مبتدا اضافه شد . چون اضافه شد به نسبت آن‌چه به آن اضافه شد ، عموميّت يافت ، مانند اسم‌هاى جنس كه مفرد ندارند ، و جمع‌هاى جنسى كه مفرد دارند ، كه اين‌ها نيز اگر اضافه شوند عموميّت مىيابند ، مثلًا وقتى بگوييد « ماء البحار حكمه كذا » شامل تمام آب‌هاى درياها مىشود . نيز اگر بگوييد « علم زيد حكمه كذا » تمام علوم زيد را در بر مىگيرد . نخست مصدر ، عام و بدون تقييد به حال قرار گرفت ، چون حال از تمام خبر است ، سپس از آن خبر داده شد كه در حال قيام حاصل شد ، پس واجب مىشود كه اين خبر براى عموم باشد ، بدان روى كه از عمومش تقرير شد ، چون خبر از تمام مخبر عنه است . پس اگر تقدير كنيد كه بخشى از « ضرب زيد » در حال قيام نيست ، از تمام آن خبر نداده‌ايد ، و اگر آن مقرر شد معنايش خواهد بود : « ما ضربى زيداً الّا فى حال القيام . . » . باطل بودن روش سوم از دو وجه است : لفظ و معنى . از نظر لفظ : اگر مبتدا به جاى فعل بود ، با فاعلش مستقل مىشود ، همان‌گونه كه اسم فاعل در « أقائم الزيدان » مستقل شد ، گرچه گويى « ضربى » يا « ضربى زيداً » كلامى نيست . امّا از جهت معنى : خبر دادن واقع مىشود با زدن زيد در حال قيام ، و اين معنى منع نمىكند كه پس از آن زدن زيد در غير حال قيام باشد . مثلًا اگر بگوييد « ضرب زيداً قائماً » ممتنع نمىكند كه زيد در حال