تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
محقّق شد كه مبنايش مصدر مضاف از صيغه‌هاى عموم است . اين قضيه كلّى است نه مهمل ، آن گونه كه او پنداشته است . . » . امّا تفتازانى با وجود آن‌كه به اين قاعده‌ها و مبانى در كتاب‌هاى يادشده تصريح كرده هنگامى كه مىخواهد به استدلال شيعه بر حديث منزلت پاسخ دهد ، خود را به فراموشى زده مىگويد : « و پاسخ منع تواتر است ، بلكه آن ( حديث منزلت ) خبرى واحد در برابر اجماع است ، و منع عموم منزلت‌ها ، بلكه نهايت اسم مفرد مضاف به عَلَم ، اطلاق است . چه بسا كه ادّعا شود كه معهودى معيّن است مانند : غلام زيد » . ؟ ! « 1 » همان‌گونه كه دهلوى غفلت ورزيده - يا خود را به غفلت زده از آن چه در كتاب‌هاى اصول فقه و دو شرح تلخيص و حاشيه‌هاى آن دو آمده ، نسبت به كتاب‌هاى نحو كه آن‌ها نيز از كتاب‌هاى درسى در تمامى حوزه‌هاى علمى است ، غفلت - يا تغافل كرده است . . . مگر نمىبينيد كه افاده‌ى اسم جنس مضاف به عموم ، گفته‌ى صريح محقق رضى است ، آن‌گونه كه در حاشيه‌ى چلبى آمده است ؟ دوازده . جامى ، شارح كافيه ، در بحث مواضع وجوب حذف خبر صريحاً همين مطلب را مىگويد : « و دومين آن : هر مبتدا كه مصدر باشد ، صورتاً يا به تأويل آن ، منسوب به فاعل يا مفعول‌ٌبه يا هر دو ، و بعد از آن حال ، يا اسم تفضيل مضاف به آن مصدر باشد مانند : « ذهابى راجلًا » ، و « ضرب زيد قائماً ، » اگر زيد مفعول‌ٌبه بود ، و مانند : « ضربى زيداً قائماً أو قائمين » ، و « ضربت زيداً قائماً أو قائمين » ، و « اكثر شربى السويق ملتوتاً » ، و « أخطب ما يكون الأمير قائماً » . بصرىها گفته‌اند كه تقديرش اين است : ضرب زيد ، حاصل است اگر ايستاده باشد ، پس حاصل حذف شده است ، همان‌گونه كه متعلّقات ظرف‌ها حذف مىشود ،
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 : 275 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 233 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب