عام مىباشد ، آنگونه كه پژوهشگران بر آن تصريح كردهاند .
دو . عبرى فرغانى گويد :
« مسألهى دوم ، در باب آنچه افادهى عموم مىكند . گوييم : استفادهى عموميّت يا از لفظ يا از لغت و يا عرف و يا عقل است .
آن لغت كه عموم را افاده مىكند ، دو حالت است : يا افاده مىكند ، نه به نفس خود ، بدون وجود قرينهاى همراه آن كه بر آن دلالت كند ، يا افاده مىكند ، نه به نفس خود ، بلكه براى قرينهاى كه به آن ضميمه شده است .
عام به نفس خود ، دو شقّ دارد : يا شامل همهى اشيا مىشود ، چه دانش داشته باشد چه نداشته باشد ، مانند لفظ « أىّ » كه دانشداران و غير آنها را در استفهام در برمىگيرد . مانند : أىّ شىء عندك ؟ و در پاداش دادن مانند گفتهات : « أىّ رجل يأتينى فَلَه درهم » و « أيّ ثوبٍ تلبسه يتزيّن بك » . يا شامل بعضى مىشود كه خود ، سه شقّ دارد : يا فقط تمام عالمان را در بر مىگيرد ، مانند « من » در استفهام ، چون : « من عندك ؟ » و در پاداش دادن مانند حديث نبوى : « من كان يؤمن باللَّه و اليوم الآخر فلا يؤذينَّ جاره » ، يا فقط شامل غير عالمان مىشود ، چه زمانى يا مكانى ، يا غير آن باشد مانند لفظهاى :
« ما » و « الّذى » و « ذا » و غير آنها . و گفتهاند كه شامل عالمان نيز مىشود مانند آيهى شريفهء : « و السماء و ما بناها » و آنگاه « ما » مانند « أي » در عموم است . و يا شامل بعضى از غير عالمان مىشود مانند أينَ و متى كه « أين » عام در مكان و « متى » عام در زمان است و شامل چيزهاى ديگر نمىشوند .
عامى كه قرينهاى به آن ضميمه شده است : يا در اثبات است كه خود چند شق دارد : يا جمع محلّى به الف و لام است ، چه جمع كثرت باشد مانند آيهى : « الرجال قوّامون على النساء » يا جمع قلّت باشد مانند كلام پيامبر : « ما رآه المسلمون حسناً فهو عنداللَّه حسن » ، و يا جمع مضاف چه جمع كثرت باشد ، مانند كلام پيامبر : « أولادنا أكبادنا » و همچنين است اسم جنس كه عام خواهد بود اگر محلّى به الف و لام باشد ، مانند آيهى كريمهى : « يا أيّها النّاس أعبدوا » يا مضاف باشد مانند آيهى : « عن
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 228
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٢٨