كرد . حافظ دمياطى گفت : اين نزد ما ثابتتر است . برخى ، سباعبنعرفطه و برخى ديگر ، ابناممكتوم گفتهاند ، و قول ديگر ، علىبنابىطالب است . ابنعبدالبر گفت : اين نظر ، استوارترين قول است » . « 1 » شامى گويد : « ابنهشام گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله محمّدبنمسلمهى انصارى رضىاللَّهعنه را بر مدينه جانشين خود كرد . و درآوردى سباعبنعرفطه را جانشين پيامبر مىداند . محمّدبنعمر بعد از نقل اين مطالب ، قولى ديگر آورده كه جانشين ، ابناممكتوم بود . گفت : و آنچه نزد ما ثابت است ، محمّدبنمسلمه است ، غير از او ، در هيچ جنگى از پيامبر باز نماند . البتّه گفته شد : علىبنابىطالب . ابوعمرو و ابندحيه است . شامى افزايد :
عبدالرزّاق در « المصنف » با سند صحيح از سعدبنابىوقاص روايت كرده به اين لفظ كه :
رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه به تبوك رفت ، علىبنابىطالب را بر مدينه جانشين خود كرد » . « 2 » پيامبر در تبوك ، فردى غير از على را بر مدينه جانشين خود نكرد
ديديم كه مدّعاى دهلوى در كتابهاى سيره نيامده و ادّعاى اجماعش دروغ است . حقيقت اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در سال تبوك غير از حضرت على عليه السلام را جانشين خود بر مدينه نفرموده و نامبردن محمّدبنمسلمة ، يا سباع ، يا غير آنان ، از افتراهاى دشمنان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است ، كه در انكار فضايل و مناقب او مىكوشند . امّا وجود اختلاف ميان روايتها و گفتههاى خودشان براى سقوط آنها از درجهى اعتبار بسنده است . تنها خبر جانشينى حضرت امير عليه السلام بدون معارض باقى مىماند كه علاوه بر اتّفاق شيعه ، نظر محدّثان و مورّخان سنّى همچون عبدالرزّاق ، ابنعبدالبر ، ابندحيه و ديگران آن را تأييد مىكند .
گروهى ديگر غير از نامبردگان نيز خبر جانشينى حضرتش را روايت كردهاند ، از جمله :
هامش
( 1 ) . السيرة الحلبية : 3 / 131 .
( 2 ) . سبل الهدى و الرشاد فى سيرة خير العباد 5 : 442 .