پارهاى از امور بدون بعضى ديگر ، با اجماع امّت مخالفت دارد .
اهل سنّت نيز به همين بيان براى اثبات خلافت كبراى ابوبكر چنگ زدهاند ، با ادّعاى اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را جانشين خود در نماز كرده است ، با توجّه به اين كه اصل جانشين كردن در نماز محلّ ترديد است ، و با عدمِ ثابت شدن بلكه ثابت شدن عدم معلول است ، و چه فاصلهاى است ميان اين دو جايگاه !
دهلوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله در آن جنگ مقرر كرد كه
9 - محمّدبنمسلمه كارگزار در مدينه باشد ، و
سباعبنعرفطه شبگرد ، و ابنأم مكتوم امام نماز در مسجدش باشد ، با اجماع اهل سيره .
گويم :
از دو جهت اين گفته جاى بحث دارد :
نخستين وجه آن كه نسبت دادن آن به اهل سيره ، دروغ است .
عدّهاى معدود از اهل سيره آوردهاند كه جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه محمّدبنمسلمة ، يا سباعبنعرفطة بود ، كه بعضى از عبارتهاى آن را خواهيم آورد و در بارهى آن اختلاف دارند ، و نويسندهى « مرافض الروافض » نيز آن را آورده است . امّا آنچه را دهلوى آورده ، در هيچ كتاب سيرهاى نيامده ، بلكه بر ساختهء خود اوست .
دوم آن كه ادّعاى اجماع آنان ، دروغ است .
ادّعاى اجماع آنان در مورد آنچه به ايشان نسبت داده است ، ادّعايى كاملًا دروغ و باطل است . بخشى از سخنانشان را براى توضيح جهت اوّل خواهيم آورد . و آنچه آورده ، اجماعى بر آن نيست . و روشن است كه مطلبى كه در گفتههاى گروهى از آنان آمده ، جانشينى بر مردم در مدينهى منوّره است . بعضى از آنان تنها حضرت على عليه السلام را ذكر كرده و بعضى فرد ديگر را ، پس ميان دو تن ترديد كرده است . در نتيجه سخنانشان - به طور كلّى - دروغ بودن ادّعاى دهلوى را مىرساند كه گفته : امام عليه السلام فقط بر خانواده جانشين شد .
حلبى گويد : « بنا بر مشهور ، محمّدبن مسلمهى انصارى را بر مدينه جانشين خود