يك . ابوالحسين ابناخى تبوك از طريق خيثمةبن سليمانبن حسنبن حيدر طرابلسى آن را روايت كرده ، گويد : « اسحاقبنابراهيم دميرى ، از عبدالرزّاق ، از معمّر ، از قتاده و علىبن زيدبن جذعان ، از سعيدبنمسيّب ، از سعدبنابىوقّاص كه گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه به تبوك رفت ، على را جانشين خود بر مدينه كرد .
على گفت : اى رسول خدا ، فكر نمىكردم كه به سويى به روى جز اين كه من با تو باشم ، پيامبر فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . « 1 » دو . روايت طبرانى . وصابى در كتابش « الاكتفاء » روايت كرده « از علىبنابيطالب كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه مرا جانشين خود بر مدينه گماشت ، به من گفت : تو را بجا گذاردم تا جانشينم باشى . گفتم : چگونه از شما جدا شوم اى رسول خدا ؟ گفت : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » طبرانى آن را در كتاب « المعجم الأوسط » نقل كرد .
سه . روايت احمد و حاكم . در « مفتاح النجا » آمده است : احمد و حاكم از ابنعباس رضىاللَّهعنه روايت كردهاند : پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه او را در جنگ تبوك جانشين خود بر مدينه كرد ، گفت : آيا راضى نمىشوى نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟
چهار . روايت حاكم در « المستدرك » . پيامبر صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
« مدينه جز به من يا به تو سامان نمىگيرد » . « 2 » پنج . علاوه بر عبدالرزاق ، احمد ، طبرانى ، ابنعبدالبر ، ابنالمغازلى ، ابندحيه ، و شامى ، گروهى ديگر از بزرگان آن قوم مانند : قاضى عياض ، سرّاج ، نووى ، مزّى ، ابنتيميّه ، قسطلانى ، علقمى ، ابنروزبهان ، ابنحجر مكّى ، محمّد پارسا ، شيخ عيد روس ،
هامش
( 1 ) . كتاب مناقب علىبنابىطالب عليه السلام از ابوالحسين عبدالوهاب كلابى معروف به « ابناخى تبوك » ( ص 443 ) كه در آخر كتاب مناقب المغازلى است .
( 2 ) . مستدركالحاكم 2 : 337 .