كردم ، از آن رو كه تو را امين خود مىدانم » .
بنابر اين ، جانشينىِ او برايش نقصى نبود ، و گفته و گريهى حضرت امير عليه السلام به سببى كه ابنتيميه پنداشته ، نبود . . .
وى گويد : « پس گفتهى پيامبر صلى الله عليه و آله توضيحدادن آن است كه اصل جانشينى . . . » اين كلام صراحت دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله با گفتن اين جمله كه : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى » ، اين گمان و توهّم را از بين برد كه جانشين كردن او در مدينه نقص او را مىرساند . و بيانگر اين است كه اگر جانشينى بر اين مطلب دلالت داشت ، موسى آن را نسبت به هارون انجام نمىداد . اين گفتهى ابنتيميه خود ، وجه ديگرى بر ابطال استدلالش به گريه است و گفتهى : « آيا مرا بجا مىگذارى . . » . نيز گفتهى او را باطل مىكند كه اين جانشينى ضعيفترين جانشينىها بود .
بدين ترتيب حبابِ شبه دليلها فرو مىريزد و تناقضگويىها روشن مىگردد .
چگونه او - با اينهمه ادّعا مىكند صاحب اين توهّم كه مردود پيامبر صلى الله عليه و آله باشد خود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است ؟ ابن تيميه مىگويد : « اين نظر كه او را در جايگاه هارون قرار داد جز در نبوّت ، باطل است ، و سخن پيامبر كه فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، دليلى بر آن است كه بدينگونه او را نهى مىكند و قلبش را خرسند مىسازد ، از آنجهت كه سستى جانشينى و كاهش درجهاش را توهّم كرده بود ، پس اين جمله را براى جبران آن فرمود » ليكن اين ادّعايى بىپايه است كه گواهى بر آن نيست .
ابنتيميه باتناقضگويىهايش فتنهانگيزى منافقان را تأييد مىكند
به طور خلاصه ، ابن تيميه ادّعا مىكند كه جانشينىِ اميرالمؤمنين عليه السلام براى پيامبر صلى الله عليه و آله ، امرى سست و ضعيف است . او مىخواهد اين ادّعايش را با دروغها و باطلهايى اثبات كند ، و در عين حال سخن خود را نقض كرده مىگويد ، آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود ، اين توهّم را نفى و اين ادّعا را باطل مىكند ، و در گفتههايش تناقض روشنى است . امّا چرا اين همه تلاش در تأييد فتنهانگيزى منافقان نسبت به
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٩٩