است ، در حالى كه حريز ، اميرالمؤمنين على رضىاللَّهعنه را دشمن مىداشت . و تفاوتى نيست ميان او و كسى كه با ابوبكر و عمر دشمنى كند .
سپس خطيب گويد : حريز بسيار دروغگو بود ، و عدىبنعياش روايت كرد كه گفت : آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله در بارهى فرزند ابىطالب روايت مىشود كه فرمود : « او نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است » ، اشتباه مىباشد . ابنعياش گويد :
به او گفتم : صحيحِ آن چيست ؟ گفت : وليدبنعبدالملك بر فراز منبر ، آن را چنين روايت مىكرد كه : على نسبت به من در جايگاه قارون نسبت به موسى است .
سپس خطيب اين زشتى و رسوايى احمد را مورد تأكيد قرار داده و گويد : از يزيدبنهارون براى من روايت شد كه گفت : ربّ العزّة را در خواب ديدم ، فرمود : اى يزيد ! از حريزبنعثمان مىنويسى ؟ گفتم : پروردگارا جز نيكى از او ندانستم . فرمود : اى يزيد ! از او چيزى ننويس ، چرا كه او علىبنابىطالب را دشنام مىدهد .
و اين بازگويى او از احمد است ، كه به اميرالمؤمنين ناسزا گفت » . « 1 » از اين قضيه ، حال آمدى و پيروانش نيز ظاهر مىشود چرا كه ناصبىها هنگامى كه انكار اصل حديث برايشان فراهم نشد ، آنگونه كه ديديد به تحريف آن همّت گماشتند ، ولى آمدى و پيروانش اصل حديث را منكر هستند ! !
البته حال احمدبنحنبل نيز از اين نقل روشن مىشود ، براى كسى كه ژرف بنگرد .
دهلوى نيز خودش تحريف در اين حديث شريف را يادآور شده و تذكّر داده كه اين ، كار ناصبىها و خوارج مىباشد . او در تفسيرش ( فتحالعزيز ) در تفسير آيه : « و لاتلبسوا الحق بالباطل » « 2 » گويد : « يعنى با تأويل باطلى از خودتان كه نيازمند پوشاندن باشد ، يا حمل آن بر يك معنى غيرحقيقى يا مخالف سياق يا سباق باشد ، همانگونه كه گروههاى گمراه اين امّت عمل كردند ، مانند خوارج و رافضىها ، و معتزله ، و قدريه كه نسبت به اين قرآن ملحد مىباشند . و اين ممنوعيت ، شامل هر شكلى از تلبيس حق به
هامش
( 1 ) . جامع مسانيد ابىحنيفة ، فى وجوب الجواب عمّا نقله الخطيب عن احمد من عدم جواز النظر فى كتب الحنفية . آخرِ بابِ اوّل .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 42 .