6 - دهلوى گويد : كسى كه دلالت حديث منزلت بر امامت حضرت على عليه السلام را انكار كند ، ناصبى است
دهلوى گويد :
ناصبىها كه خداوند خوارشان فرمايد تمسّك اهل سنّت را نكوهش كرده و گفتهاند : اين خلافت غير از خلافت مورد منازعه است .
گويم :
سپاس بر احسان خداوند ، كه حق به جايگاهش بازگشت . با اين سخن ، حقيقت كشمكشهاى بزرگان آن قوم در ولايت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به خوبى آشكار شد و نوشتهها و تأويلهاى زشت و ناپسندشان به باد رفت ، چرا كه آنان از متقدّم تا متأخّر براى جلوگيرى از دلالت اين حديث بر خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام تلاش بىپايانى كردهاند ، تا سخنان كسانى را كه خلافتِ حضرتش را بر مبناى اين حديث آوردهاند ، رد كنند ، آنهم به هر صورت و از هر راهى كه مىتوانستند و حتّى خود دهلوى كه جانشينى را منحصر به خانوادهى پيامبر دانسته است ، از آن رو كه تمامى اين كوششها در راستاى تقويت و تأييد ادّعاى ناصبىهاى منكر اصل دلالت مىباشد .
همچنين اگر تضعيف دلالتِ حديث بر خلافت ، دشمنى و بدخواهى نسبت به حضرت امير عليه السلام باشد ، پس در مورد آمدى و پيروانش كه منكر اصل و صحّت و ثبوت آن هستند چه گمانى مىتوان برد ؟ لذا پوشيده نيست كه حال اينان ، بدتر از حال ناصبىهاست .
يك ناصبى « هارون » را به « قارون » تحريف كرده است
آرى . . . يكى از ناصبىها شخصى به نام « حريزبنعثمان » است كه به ناصبىبودن و دشمنى شديد با حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهرت دارد . وى لفظ حديث را تحريف كرده و به جاى كلمهى « هارون » كلمهى « قارون » قرار داده است . . .
ابوالمؤيّد خوارزمى گويد : « سوم : خطيب - خداوندازاوبگذرد - بيش از اين احمد را تضعيف كرده و گويد : احمدبنحنبل ، حريزبنعثمان را ثقه دانسته است . و گويد : او ثقه