تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

2 - دهلوى خود را تكذيب مىكند

دهلوى گويد : « شيعه گويد : كلمه‌ى « المنزلة » اسم جنس است و مضاف بر عَلَم » . گويم : اين گفته ، نصّ روشن و برهانى قاطع و اعتراضى صريح و بيانى صحيح است بر اين‌كه گزارشى كه براى استدلال به حديثِ منزلت مىآورد ، از آنِ شيعه است و مرجع ضمير « قالوا » را شيعيان مىداند . ليكن شگفت‌آور است كه پس از اين ، خودش را تكذيب مىكند ، آنجا كه ادّعا مىكند كلامش تهذيب و پالايش راه تمسّك شيعه به اين حديث است . و گرنه هر كس به كتاب‌هايشان نظر افكند ، خواهد ديد كه گفته‌هايشان در اين مورد جداً آشفته است و مىيابد كه مطلب را نفهميده‌اند . اين ادّعايش پيرامون شيعه در اين مقام است ، در حالى كه ديديد در آغاز گفته‌اش خود آن را دروغ مىشمارد .

3 - اعتراف دهلوى به دلالت حديث بر امامت

دهلوى گويد : « اصل اين حديث براى اهل سنّت نيز بر اثبات فضيلت امام و صحّت امامت او در زمان خودش دليلى است » . گويم : اگر اين حديث براى اهل سنّت دليل و برهان است و در صحيح‌هايشان روايت شده است ، چگونه از آن عيب‌جويى مىكنند ؟ و چرا آن را باطل مىنمايند ؟ و آيا صِرفِ احتجاج شيعه به حديثى كه از كتاب‌هاى صحيح آنان نقل شده است ، مجوّزى براى عيب‌جويى در آن است ؟ اگر دهلوى در اين سخن صادق است ، بايد اعتراف كند كه آمدى و پيروانش در گروه ناصبىها درآمده‌اند ، چون او و پيروانش از حديثى عيب‌جويى كرده‌اند كه اهل