تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
ادّعاى خيالى گمراهان دربر ندارد ، هم‌چنين منافاتى با اثبات جانشينى اميرالمؤمنين بر مدينه و جانشينى به طور عام ندارد ، چون اثبات چيزى بر نفى غير آن دلالت نمىكند . اگر تنها اثبات چيزى دلالت بر نفى غيرش داشت ، بايد كلام گوينده‌اى كه مىگويد : « خداوند پروردگار من است و محمّد رسول خدا پيامبرم » ، الوهيت خداوند متعال بر ديگر بندگان و نبوّت پيامبر بر ديگر مردمان را نفى كند . هم‌چنين ، در آن‌صورت ، كلام گوينده‌اى كه مىگويد : « محمّد رسول خداوند است » ، به معناى نفى رسالت ديگر پيامبران عليهم السلام باشد . و مانند اين مثال‌ها كه بيشمار است . . .

جمله « آيا مرا جانشين خود مىكنى » ، در تمامى روايت‌هاى دو صحيح نيست

جمله‌ى « أتخلفني فى النساء و الصبيان » ( آيا مرا در ميان زنان و كودكان جانشين خود مىكنى ؟ ) در تمام روايت‌هاى دو صحيح كه قبلًا ذكر شد ، نيست ، بلكه فقط در بعضى از آن‌ها وجود دارد . اين جمله در روايت بخارى در كتاب المناقب وجود ندارد ، و در دو روايت از صحيح مسلم هم نيست . پس بسنده‌كردن دهلوى به روايتى كه شامل اين جمله است ، - و آن را در باب المطاعن از كتابش آورده به گمان اين‌كه اعتراضى است از اميرالمؤمنين عليه السلام بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و نيز گمان اين كه دليلى است بر محدوديت خلافت حضرتش عليه السلام به خلافت خاصه وجهى ندارد ؛ از اين جهت كه : اوّلًا : استدلال و احتجاج شيعه به رواياتى است كه اين جمله را ندارد ، و بىگفت‌وگو استدلالى كامل است . ثانياً : وجود اين‌جمله بر فرض پذيرش آن زيانى به استدلال شيعه نمىرساند و مدّعاى ناصبىها و مقلّدان آنان را اثبات نمىكند ، كه پس از اين بيانش خواهد آمد . إن‌شاءاللَّه‌تعالى .