پس يارانش در مقام دفاع از او و توجيه كار او ، چه مىگويند ؟ !
اين دفاع ، وجهى جز يارى و تأييد ناصبىها ندارد ، تا اين حديث - بر پايه روايت دو صحيح دليلى بر مدّعايشان باشد كه پيامبر ، امام عليه السلام را تنها بر زنان جانشين كرد ، و جانشين كردن او ، جانشينىِ مطلق نبوده است . و اين مدّعاى ناصبىهاست همچنانكه دهلوى اين گفتارشان را نقل مىكند - پس بنابر اين او تأييدكنندهى آنان است ! !
و آيا تأييد ناصبىهاى بىخير ، جز از برادران نابكارشان برمىآيد ؟
« فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلّاخزىٌ فى الحياة الدّنيا و يوم القيامة يردّون إلى أشدّ العذاب » « 1 »
ياران دهلوى بايستى عذرخواهى ديگرى برايش بنمايند و آن اين كه : خيانتى كه از او صادر شد ، از بعضى پيشينيان او بروز كرده است ، پس او در اين كار آغازگر نبوده و سابقه داشته و او تابع است .
البتّه اين حق است . مگر نمىبينيد حسامالدّين سهارنپورى كلمه « فى اهله » ( در خانوادهاش ) را هنگام نقل حديث از دو صحيح بر آن مىافزايد ، ليكن جابجايى ديگر يعنى قرار دادن براء بهجاى سعد از او صادر نمىشود .
اين تحريف از سهارنپورى در كتابش ( المرافض ) انجام گرفت .
سهارنپورى گويد : « مسلم و بخارى از سعدبنابىوقّاص روايت كردند : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست از مدينه خارج شود ، علىبنابىطالب را جانشين خود در خانوادهاش كرد . پس على گفت : اى رسول خدا . . » .
روشن است كه لفظ « فى اهله » ( در خانوادهاش ) در روايتهاى بخارى و مسلم وجود ندارد ، بلكه آنچه در آنهاست جانشينى مطلق است . بخارى آورده است :
« رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى تبوك خارج شد و على را جانشين خود كرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 79 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 6 / 3 .