شيعه كه از آن دو نقل كردهاند ، مراجعه مىكرد تا از سند حديث و متن آن در دو كتابِ يادشده آگاه مىشد ! !
از طرفى ، وجه آشكار و سبب روشنى براى نسبتدادن حديث به براءبنعازب و خوددارى از نسبت دادنش به سعدبنابىوقّاص نيست جز اينكه بعضى لفظهايش نكاتى را در تبيين حقيقت حال معاويه و دشمنى شديد و كينهى پايدار او نسبت به سرورمان حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در بر دارد .
در آن لفظها آمده است كه : « معاويه ، سعد را به دشنام دادن اميرالمؤمنين عليه السلام فرمان داد . » سعد از اين كار امتناع كرد و با ذكر فضيلتهايى از اميرالمؤمنين عليه السلام ، از جمله حديث منزلت ، عذرخواست .
پس جاى شگفتى نيست اگر از نسبت دادن روايت حديث به سعد دورى كردهاند ، چون نسبت دادن آن به او ، حال امامشان معاويه را ياد مىآورد ، پس ناگزير بايد نام راوى را تغيير داد و براء را به جاى سعد نوشت !
مهمتر از آن ، شگفتى از آنانى است كه اين جابجايىهاى فضيح و خطاهاى فاحش را از دهلوى مىبينند و با اين همه او را « امام المحدّثين » توصيف مىكنند ! !
تحريف عبارت اصلى حديث توسط دهلوى
از ديگر شگفتىها اينكه دهلوى به تقليد از كابلى ، در كار نقل حديث به اين اكتفا نمىكند كه آن را به براء نسبت دهد نه راوى اصلى آن ( سعد ) ، بلكه از پيش خود متن حديث را هم تحريف كرده و اين جمله را بر آن افزوده است كه : « پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ تبوك ، على را بر اهل بيت خودش از زنان و دختران جانشين كرد . »
روشن است كه قيد « بر اهل بيتش از زنان و دختران » در هيچ لفظى از الفاظ اين حديث در دو صحيح وجود ندارد . كابلى آن را در كتابش كه دهلوى آن را دزديده و به خود نسبت داده نياورده است . اين افزوده بر حديث ، از دهلوى است و نسبت دادن دروغى است بر بخارى و مسلم ، نويسندگان دو صحيح .
تا اينجا دو تصرّف از دهلوى در اصل نقل حديث از دو صحيح ، آشكار شد .