تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
را انكار كند . شهاب دولت‌آبادى گويد : در « كتاب الشهادات » آمده است : كسى كه خبر واحد و قياس را انكار كند و آن را حجّت نداند ، كافر مىشود . اگر بگويد : اين خبر ، صحّت ندارد و اين قياس استوار نيست ، كافر نمىشود ، ولى فاسق مىگردد . « 1 » 4 - نقض حديث منزلت با حديث « الائمّة من قريش » پايه و اساس در خلافت ابوبكر و دليل اصلى آن نزد اهل سنّت ، خبرى واحد است ، يعنى حديث « الائمّة من قريش » كه ابوبكر خود به تنهايى آن را روايت كرده ، چنان‌كه بزرگانشان تصريح كرده‌اند « 2 » پس اگر به اين نكته ملتزم باشيم كه استدلال به خبر واحد ، مجاز نيست ، پايه‌ى خلافت ابوبكر ويران مىشود . * فخر رازى در كتاب « نهاية العقول » در مسأله هشتم از اصل بيستم ، گويد : « در پاسخ به اين سخن كه « انصار خواستار امامت شدند با علم به حديث پيامبر كه ائمّه از قريش‌اند ، » مىگوييم : اوّلًا اين حديث از رديف آحاد است ، ثانياً دلالت ضعيفى دارد بر منع امامت غير قرشى . چون وجه تعلّق به آن ، يا از جهت وابستگى حكم به اسم است كه اقتضاى نفى ديگرى را دارد ، يا اين‌كه الف و لام اقتضاى استغراق را دارد . شقّ اوّل ، باطل است . در دومى هم اختلاف است . بدين‌ترتيب چگونه با مدّعايشان برابرى مىكند كه مىگويند : نصّ متواترى است كه احتمال تأويل هم ندارد ؟ ثالثاً : حديث با وجود ضعف در اصل و دلالت ، هنگامى كه با آن در برابر انصار احتجاج كردند ، آنان امامت را رها كردند ، پس چگونه مىتوان از آنان باور كرد كه نصّ
هامش
( 1 ) . هداية السعداء ( خطّى جلوه‌ى چهارم از هدايت پنجم ) . ( 2 ) . علماى اهل سنّت آورده‌اند كه ابوبكر دو حديث را خود ، به تنهايى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است : يكى : « كسى از ما گروه پيامبران ارث نمىبرد ، آن‌چه بجا گذاريم صدقه است » . و ديگر : « ائمّه از قريش‌اند » . در اين مورد در آينده سخن خواهد رفت .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 140 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب