مىكند .
در همينحال ، گروهى از بزرگانشان - و پيشاپيش همگى حاكم نيشابورى نصّ بر تواتر آن دارند و سيوطى و متّقى آن را در كتابهاى خود درباره حديثهاى متواتر ، آوردهاند .
[
نكتهى سوم ] احتجاج به حديث منزلت صحيح است ، گرچه حديث واحد باشد
اگرهم بپذيريم كه حديث منزلت ، خبر واحد است نه متواتر ، استدلال و احتجاج به آن در راستاى امامت مولايمان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به چند دليل صحيح است ، از جمله :
1 - حديثهاى متواتر ديگرى آن را تأييد مىكنند :
اگر حديث منزلت را متواتر ندانيم ، قطعاً حديثهاى متواتر ديگرى آن را تأييد مىكنند مانند حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ، و مانند آن ، كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به طور متواتر در كتابهايشان در فضايل و مناقب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است .
2 - حديث منزلت نزد شيعه متواتر است :
بدون شك اين حديث نزد شيعه متواتر است ، افزون بر نقل بزرگان و اركان اهل سنّت و با نقلهاى بسيار كه موجب قطع و يقين به صدور آن از پيامبر است ، و حديثى كه چنين جايگاهى داشته باشد ، اشكالى در تمسّك به آن نيست .
3 - آنان به حديثهاى آحادى در بحثهاى گوناگون تمسّك مىجويند .
احتجاج به حديثهاى احادى نزد اهل سنّت جايز است ، و اين روش آنان در بحثهاى مختلف است . پس با فرض اينكه حديث منزلت از حديثهاى آحادى باشد ، باز هم تمسّك به آن جايز است .
بلكه در گفتههاى بعضى از آنان ، حُكم كفر داده شده است به كسى كه خبر واحد