تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كرده‌اند ، نه اين‌كه به دليل ديگرى به آن عمل كرده‌اند ، نهايت اين‌كه با مضمون خبر توافق دارد . پس ثابت شد كه دليل منصرف كردن انصار از جانشينى و رسيدن آن به ابوبكر ، منحصر به اين حديث است كه به وضعش آگاه شديد . ديديم كه نويسنده « النواقض » گفت : « تنها به يك خبر واحد راضى شدند » اين جمله صريحاً مىرساند كه رضايت آنان به سبب اين خبر واحد بود ، نه به امرى ديگر . شايد كه آن مرد از نسبت دادن روايت به ابوبكر خجالت كشيده و آن را به « مردى » نسبت داده است ! ! شايد به همين دليل باشد كه ابن‌روزبهان دركتابش ( إبطال الباطل ) ادّعا كرده كه ابوبكر اصلًا اين حديث را روايت نكرده است . او گويد : « حديث « الائمّة من قريش » را ابوبكر روايت نكرد ، بلكه صحابه‌ى ديگر آن را روايت كردند ، و او بر خبر واحد اعتماد نمىنمود » . امّا اين مدّعا بسيار شگفت است ، چون علماى اين قوم با قاطعيت ، روايت آن و احتجاج به آن را به ابوبكر نسبت مىدهند ، آن‌هم در بحث‌هاى مختلف خود . اين مطلب بر كسى كه در « شرح المختصر » ملاحظه كند پوشيده نمىماند . وى گويد : « صحابه به خبر ابوبكر : « ائمّه از قريش‌اند » عمل كردند » . « 1 » در « فواتح الرحموت - شرح مسلّم الثبوت » كه متن آن از پيش آورده شد ، و در « ازالة الخفاء فى سيرة الخلفاء » و كتاب‌هاى ديگرى از اين گروه ، نيز چنين آمده است . ولى مطلب ابن‌روزبهان نيز نمايانگر سستى اين حديث است و مىرساند كه براى احتجاج در مورد خلافت شايسته نيست . دقّت شود . [

نكته پنجم : قطعىبودن حديث‌هاى دو صحيح

] حديث منزلت - چون در دو صحيح ( بخارى و مسلم ) آمده است - صدور آن در نظر قوم ، قطعى است حتّى به‌فرض اين‌كه در حدّ تواتر نباشد ، چون حديث‌هاى دو
هامش
( 1 ) . شرح مختصر الأصول ، عضدى : 2 / 59 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 143 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب