النفع لأنّه خير المحض ، مع أنّه يحتمل أن يكون الضارّ موضوعا لهما ، وكذا الواو يحتمل أن يكون موضوعا للواحد وما بعده ، أو يكون ذكر ما بعده لبيان أنّ واحده يستلزم تلك الصفات ، وكذا الكلام في لام الف ، واللّه يعلم « 1 » ، منه رحمه اللّه .
[ 8 ] : حاشيهء صفحهء ( 14 ) متن كتاب
واين خلاف در صورتي است كه : جنايت به بريدن بعض زبان واقع شود ، امّا هرگاه به بريدن كلّ زبان باشد پس در آن تمام ديت است اجماعا ، وهمچنين هرگاه جنايت به غير بريدن باشد ، مانند صدمه زدن بر سر به عصا يا غير آن ، پس اگر منفعت نطق « 2 » وتكلّم بالمرّه زايل شود موجب تمام ديت مىشود نيز اجماعا ، واگر بالمرة زايل نشود تقسيم ديت بر حروف مىشود وبس اجماعا ، ودر هر حال ؛ فرقى نيست ميان حروفى كه زبان در آن دخلى دارد يا نه بلا خلاف ، منه رحمه اللّه .
[ 9 ] : حاشيهء صفحهء ( 15 ) متن كتاب
چنانكه شيخ صدوق در « مجالس » از مجلس هشتم بسند معتبر روايت كرده است از حسن بن فضاله كه گفت پرسيدم از امام رضا عليه السّلام از شب نيمهء شعبان فرمود كه : « آن شبى است كه آزاد مىكند - حق تعالى - در آن بندگان را از آتش ومىآمرزد گناهان بزرگ را » گفتم : آيا نمازى هست زيادة بر نماز ساير شبها ؟ فرمود : « نيست در آن چيزى معيّن ليكن اگر خواهى كه در آن سنتي بجا آرى پس البتة نماز جعفر بن أبي طالب عليه السّلام را در آن بگزارد ، وذكر خدا واستغفار ودعا در آن شب بسيار به عمل آر ! زيرا كه پدرم مكرّر مىفرمود كه : دعا در آن شب مستجاب است » ، گفتم به آن حضرت كه : مردم - يعنى : سنّيان - مىگويند كه : آن شب ليلة الصكاك است يعنى شب برأت است ، حضرت فرمود : « شب
هامش
( 1 ) لم نعثر في مظانّه .
( 2 ) حجري : تنطّق .