وبر هر يك از اين أقوال ايراد است وايراد شده .
أشهر واظهر آن است كه جهت نظم وتركيب است ، زيرا كه تركيب را دو طرف است يكى كمال وديگرى نقص ، كمال آن است كه در فصاحت وبلاغت به مرتبهاى برسد كه بهتر از آن صورت نبندد ، ونقص عكس آن است ، واعجاز به اعتبار قسم اوّل است ، وآن يا از جهت تناسب حروف وحركات وتنضيد مفردات است به حيثيتي كه از توحّش وتنافر خالى باشد ، يا از جهت رعايت محسّنات تراكيب است از تسجيع وترصيع وتشبيه وغير آن ، به نحوى كه در علم بديع مذكور است ، يا از دلالت تركيب است بر كثرت فوايد كه تعبير از آن به أمثال آن حروف وكلمات ديگرى نكرده باشد ونتواند ، يا از جميع جهات مذكور است ودر هر آيتي از آيات اين جهات حاصل است ، چه خلوّ الفاظش از تنافر به حدّى است كه اگر در جميع ساعات وهمهء أوقات كسى به تلاوت آن مشغول شود نه خواننده را از آن سامتى ، ونه شنونده را از آن كلالتى وملالتى برسد ، بلكه پيوسته لذّت آن در ترقّى بوده .
وظاهر است كه أنواع مرتبات تراكيب وأصناف محسّنات أساليب - كه بناء علم معاني وبيان وبديع بر آن است - مأخوذ ومتصور از قرآن است ، ومتّفق عليه أرباب الباب است كه از عهد ظهور نور رسالت ، وايّام دولت ختم نبوت صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تا اين وقت غوّاصان لجّهء حقيقت وسايحان بيداء شريعت به انظار دقيقه وأفكار عميقه از حصر فوايد وعوايد آن به عجز وقصور ذهن ووهن وفتور معترف گشتهاند .
واز ابن عباس رحمه اللّه مروى است كه : شب تا صبح حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فوايد بسم اللّه مىگفت چون صبح شد گفتم : يا أمير المؤمنين ! هل بقي شيء بعد ؟ قال : « هيهات يا بن عباس لو كتبت فوائدها لزادت أوراقها حمل سبعين جملا » « 1 » .
هامش
توضيح : در بحار الأنوار آمده است : خالى بودن از تناقض دليل بر اعجاز است ، ولى در الاتقان ( 3 / 121 ) جمع كردن بين چيزهائى كه متضادّ به نظر مىرسند إعجاز شمرده است ، براي اطلاع بيشتر به كتاب ياد شده مراجعه فرمائيد .
( 1 ) ينابيع المودّة : 74 ( با اندكى اختلاف ) .